فیلیپس و یعقوب، رسولان مسیح
«من راه حکمت را به تو میآموزم». این جمله، راه را برای استعارهای طولانی میگشاید، استعاره برای پیداکردن راه و برای مسافری که در تمام دنبالۀ متن، راه میپیماید (یا سلوک میکند). این موضوع در دعای امروز برای حضرت فیلیپس و حضرت یعقوب نیز مد نظر قرار گرفته، و همراه است با درخواستی که میگوید: « تا بتوانیم در اثر قدمهای رسولان مقدست، فیلیپس و یعقوب، گام برداریم، و با عزمی راسخ، در طریقی سلوک کنیم که منتهی به جلالت میگردد.» استعارۀ «حکمت» همچون «راه»، و کل زندگی مسیحی بعنوان «طریقتی» که در آن سلوک میکنیم، بسیار جذاب است، خصوصاً به این دلیل که تمام راه حلهای مخالف، خودبینانه، بیتحرک، و «حاضر و آماده» را رد میکند. در برخی از موعظههای بشارتی، چنین به نظر میرسد که واعظ با تکبر ادعا میکند که دیگر به حقیقت کامل «رسیده»، و کاملاً تنویر یافته، و چنین میپندارد که آنانی که با ایمان و اعتقادات او همسو نیستند، در تاریکی و گمراهی بسر میبرند.
اما برعکس، این قرائت، و نیز الگوی رسولان، توصیه میکنند که دعوتی که از افراد بهعمل میآوریم، بیشتر همراه با فروتنی و مبتنی بر همکاری و همراهی گروهی باشد. برای مثال، بگوییم: «من هنوز در وسط سفر هستم؛ آیا مایلید با من همسفر شوید؟ روشنایی پگاه کمکم بر من میتابد؛ آیا مایلید با من بسوی طلوع آفتاب همگام شوید؟». یا وقتی دوست شکاک فیلیپس به او گفت: «مگر میشود از ناصره هم چیزی خوب بیرون بیاید؟»، مانند او بطور موجز و مختصر بگوییم: «بیا و ببین» (یوحنا ۱:۴۶).