در یکی از رُمانهای انگلیسی، به نام «هابیت»، به قلم نویسندهای که کتاب معروف «ارباب حلقهها» را نوشته، عنوان فصل اول کتاب «ضیافتی غیرمنتظره» نام دارد، و این میتواند عنوان خوبی برای این آیات باشد. ضیافت بزرگ لاوی به افتخار عیسی، از هر جهت، غیرمنتظره است. لاوی نیز مانند بیلبو وقتی گندالف به او مأموریتی خطیر سپرد (در آن رُمان)، با آسودگی خیال و فراغ بال، مشغول زندگی و شغل خود در دکّۀ خراجگیری خود بود، و مانند بیلبو، بعد از شنیدن دعوتی غیرمنتظره، آنهم از سوی کسی که کمترین احتمالش میرفت، «برخاسته، همه چیز را ترک گفت و از پی عیسی روان شد.»
اما شباهتهای این دو ماجرا در همینجا خاتمه مییابد. زندگی قبلی بیلبو کسالتآور، اما شرافتمندانه بود. اما لاوی که از طرف رومیها خراجگیری میکرد، با نیروهایی اشغالگر همکاری داشت، و به همین جهت، مردم او را فردی خائن به شمار میآوردند که در حق دوستان و آشنایان خودش ستم روا میداشت. لذا بیدلیل نیست که «خراجگیران و گناهکاران» در جملات کتابمقدس، غالباً در کنار هم بهکار میروند. از اینرو، برای بسیاری از مردم، و قطعاً برای خودِ لاوی، دعوت عیسی از او غیرمنتظره بود، چرا که عیسی بر خلاف روش همیشگی فریسیان، به او بیاعتنایی و بیتوجهی نکرد. درست است که واکنش لاوی به این فیض و التفاتِ غیرمنتظره، برگزاری ضیافتی پرخرج بود، «ضیافتی بزرگ»، اما از آن غیرمنتظرهتر، این بود که عیسی در این ضیافت شرکت کرد.
بگذار فریسیان تا میتوانند، شوکه بشوند، اما حضور دگرگونکننده و مقدس عیسی در ضیافتها و خوشیهای ما، موضوع دائمی و همیشگی انجیلها را تشکیل میدهد، از همان نخستین آیت و نشانه از جلال او در عروسی قانا گرفته، تا راز شام آخر، و تا این تعلیم زیبا که پادشاهی خدا همچون شرابی نو است- شرابی بسیار انبساطپذیر، سرریزشونده و فراوان، آنچنان که نمیتوان آن را در مَشکهای کهنه نگه داشت.