بازگشت صندوق به خانه و کاشانۀ خود، بطرز غریبی کمرنگ جلوه کرده است. صندوق پس از آنکه مدتی از اینجا به آنجا برده شد، سرانجام در محلی دورافتاده مسکن گرفت، و فقط یک مرد تعیین شد که از آن محافظت کرده، خدمت آن را انجام دهد. آن صندوق قدرتمند، که در سرزمین فلسطینیان آنهمه قدرت نشان داده بود، اکنون از تک و تا افتاده، و مرکز توجهات معطوف شده به سموئیل. اکنون که دورۀ فتوحات پرخروش، با شخصیتهایی برجسته چون یوشع و داوران، به سر رسیده، و سنت دیرینۀ نظام کاهنان، با عیلی و پسرانش پایان یافته، وضعیت در تمامیتش متزلزل گردیده است. مردم فاقد هدف و مسیر بودند. دشمن کماکان ایشان را احاطه کرده بود، اما آنها دیگر حضور خدا و محافظت او را حس نمیکردند.
در اینجا، این سموئیل بود که با تقبل جایگاهی حیاتی، اما یکه و تنها، دو دوره را به یکدیگر پیوند میداد. در چنین موقعیت نامطمئنی، سموئیل هنوز میتوانست نقش داور را ایفا کند (آیۀ ۱۵)، داوری نظیر دبوره، گرچه گفته شده که دعوت او بیشتر دعوت نبی بوده است، کسی که کلام خدا را منتقل میسازد، در ضمن اینکه وظایف کاهنان را نیز بجا میآورد، وظایفی که عیلی و پسرانش رها کرده بودند. سموئیل، در این نقشهای چندوجهی، قوم را به توبه فراخواند، و با تقدیم قربانی، برای ایشان شفاعت کرد، و خداوند او را اجابت فرمود، و قوم را مورد محافظت قرار داد. سموئیل بهتنهایی همۀ این نقشها و وظایف را که پیوند میان خدا و قوم را میسر میساخت، برعهده داشت. برای همین هدف بود که حنا او را به خداوند تقدیم کرده بود.