شگفتی دگرگونی سیمای عیسی، با فرودآمدن او از کوه، بهناگاه ضایع شد، زیرا جماعت انبوهی دید که انتظارش را میکشیدند. شاگردانی که پای کوه باقی مانده بودند، کوشیده بودند پسری را از تشنجی سخت شفا دهند، اما توفیق نیافته بودند. و اکنون پدرش فریاد کمک سر داده بود.
آنچه در اینجا تکاندهنده است، ابراز سرخوردگی عیسی از بیایمانی جماعت و از ناکامی شاگردان است. برای ما، واکنش او خشن به نظر میرسد. اما عیسی مَسکن جلال خداست. دگرگونی سیمای وی امور را آنگونه که بودند، آشکار ساخته بود. او همان مسیح موعود بود. لحظۀ حال دیگر جای خود را به ظهور پادشاهی او داده بود. با این حال، در پای کوه، او به آن انتظار دیرینه رسید، به سرخوردگی پیش از ظهور تحقق کامل.
امروز، وقتی بر بیماریهای دنیا تأمل میکنیم، و بر ضعفهای جسمی و عاطفی خودمان، میتوانیم از ناشکیبایی مسیح قوت دریافت کنیم. او میخواهد ما صحیح و سالم باشیم. او مشتاق صلح و آرامش ماست، گرچه این برای او به بهای همه چیز تمام خواهد شد. او برای کوچکترین ما انسانها و برای آخرین ما تمام تلاش خود را بهعمل میآوَرَد؛ فرستاده و پیامآور او یک کودک است، نه بزرگان این دنیا. کمی ناشکیبایی در دعا نشانۀ بیایمانی نیست، بلکه ایمانی است حقیقی و عاجل که با خودِ آسمان همسو است.