لوقا توجه خاصی به فعالیتهای تبشیری دارد، و این را در روایتی که از گسیلداشتن آن هفتاد تن ارائه میدهد، مشاهده میکنیم. او ایشان را دو به دو روانه فرمود تا فرارسیدنِ پادشاهی خدا را مژده دهند. از آنان انتظار داشت که حس فوریت برای پذیرفتن پیام عیسی را در شنوندگان خود برانگیزند و نشان دهند که پادشاهی خدا همراه با شفاها و آرامش برای همۀ آنانی که مشتاق پذیرفتن آن هستند، فرا میرسد. عیسی استقبال مردم از این ۷۰ تن را به استقبال و پذیرش خود گره زد. ردکردن پیامآوران خداوندگار به منزلۀ ردکردن خودِ اوست.
قراردادن روایت مربوط به رسالت این ۷۰ تن بعد از دگرگونی سیمای عیسی، بیانگر اینست که لوقا شکلگیری کلیسا را به فرارسیدن مصائب مسیح مرتبط میسازد. در مسیحیت، شاگردبودن همواره مستلزم نوعی ایثار و از خود گذشتگی است. در جامعهای که برای امنیت ارزشی بسیار قائل میشوند و دستیابی آسان به وفور مادیات غالباً بدیهی شمرده میشود، دست و پنجه نرم کردن با این تعلیم، برای ایمانداران دشوار است. اما در ضمن، باید از این آیات قوت قلب بگیریم. عیسی پیام خود را به ما به امانت سپرده است. ما در زندگی عادی و در برخوردهای روزانۀ خود، نمایندۀ او هستیم.
همچنین دعوت شدهایم که حقیقت را به همگان بیان کنیم، از جمله به افراد آسودهخیال و بیتفاوت. پادشاهی خدا فقط مختص ایمانداران نیست. همۀ آنانی نیز که خود را ایماندار میخوانند، واقعاً به آن دست نمییابند. وقتی ظاهراً هیچ خیری از تلاشهایمان حاصل نمیشود و همه چیز منفی به نظر میرسد، باز دعوت شدهایم تا نشان دهیم که پادشاهی خدا نزدیک شده است.