چیزی شبیه به این در سایر انجیل‌ها وجود ندارد. محتوای آن منحصر به لوقا است. آن ۷۰ تن در رسالت خود موفق شدند و بازگشتند. وقتی آنها رفته بودند، عیسی در رؤیا دید که شیطان از آسمان می‌افتد. این به معنای شکست ابلیس است، واژگونی نیروهای مخالف با خدا که علت غایی بیماریها، منازعات و درد و رنج در دنیا هستند.
سقوط شیطان در این مقطع از ماجراهای انجیل، پیروزی عید قیام را جلوتر می‌آورد و به زمانی مرتبط می‌سازد که منتهی به مصائب عیسی می‌گردند. از آنجا که عیسی «با عزمی راسخ رو به سوی اورشلیم نهاده بود»، پیامدهای آن اجتناب‌ناپذیر می‌شد؛ عصر مسیح موعود از همان زمان آغاز شده بود. همانطور که یکی از دعاهای عشاء ربانی مخصوص عید قیام می‌گوید: «فرمانروایی دیرینۀ گناه به پایان رسیده، و دنیایی از هم پاشیده احیا می‌گردد، و بشریت یک بار دیگر صِحّت و سلامت خود را بازمی‌یابد.» این چشم‌انداز صحّت و سلامت را ایدئولوژی یا قدرت یا دین و مذهب پدید نمی‌آورند. مُجریان خواست خدا «کودکان» هستند، انسان‌های ساده، قابل اعتماد، فروتن و فقیر. همین اشخاص هستند که سرّ ارادۀ خدا را می‌شناسند، همانهایی که براستی با پدر رابطه‌ای صمیمی دارند.
در آستانۀ «یکشنبۀ تثلیث»، این آیات آشکار می‌سازند که خدا سلطانی یکه و تنها نیست، بلکه مشارکتی از محبت است، ضیافتی است که ما نیز به آن فرا خوانده شده‌ایم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *