دیدار مریم باکره و مبارک با الیزابت
غَلـَیان حمد و ستایش حنّا از بابت ولادت پسرش، سموئیل، الگویی شد برای سرودی که مریم سرایید، آن هنگام که با عیسی باردار بود، و با خویشاوند خود، الیزابت، دیدار کرد، همان الیزابت که خودش با یحیی باردار بود (لوقا ۱:۴۶-۵۵). حنّا او را همچون خدایی پرستش کرد که نظم دنیا را بر هم میزند، و توانایان را رسوا میسازد و ناتوانان را کرامت میبخشد. او به وجد آمد، چرا که دعای فروتنانه، اما قلبیاش، برای داشتنِ فرزند اجابت شد، و اینک، در سخاوتی که برخاسته از قدرشناسیاش بود، پسر خود را به معبد آورده، او را به خداوند وقف کرد (اول سموئیل ۱:۲۸).
خدا بخشندهای سخاوتمند است، و به ما وعده داده که دعاهای قلبی ما را میشنود. او پیشاپیش از عمیقترین نیازها و آرزوهای ما آگاه است و ما را الهام میبخشد که چه چیزی بیش از همه به خیریت ماست. اما هدایا و عطایایی که او اینچنین سخاوتمندانه به ما میبخشد، برای این نیستند که برای خود ذخیره کنیم یا تحت کنترل خود درآوریم. حنّا میتوانست سموئیل را برای خود نگاه دارد؛ مریم میتوانست بکوشد تا سرنوشت عیسی را تعیین کند؛ الیزابت نیز میتوانست مانع تحقق دعوت یحیی گردد. اما الگوی مسیحی چیزی نیست جز هدیه در مقابل هدیه. ما آنچه را که بعنوان هدیه دریافت داشتهایم، پس میدهیم، زیرا فقط با این کار است که هدیۀ خدا میتواند بهترین نتیجه را به بار بیاورد. در یکی از سرودهای کلیسایی چنین آمده: «هر هدیهای را که خودت عنایت فرمودهای، بلند کن. بهترینهای ما پست هستند، مگر زمانی که بسوی آسمان برافراشته گردند.»