تداوم‌یابنده

آنانی که می‌خواهند شاگرد مسیح باشند و او را خدمت کنند، ممکن است در معرض حس تقصیر و خستگی بسیار زیاد قرار گیرند. این مسأله به انتظارات ما مربوط می‌شود. شاید از خود بپرسیم که آیا برای خدا به‌اندازۀ کافی کار می‌کنیم؟ کار خدا برایمان بی‌پایان به نظر می‌رسد. چالشهای آن نیز عظیم است. و چه مقدار خدمت اساساً برای خدا کافی است؟ لذا، دست‌کم برای بعضی از ما، این اقدام عیسی به این منظور که چند روزی به شاگردانش که خسته شده بودند تعطیلی بدهد، ممکن است در نقطه مقابل تصورمان از انتظار خدا از ما، به نظر بیاید، اقدامی که قطعاً رحمت شمرده می‌شود. اما بر اساس تجربۀ من، هر مقدار هم که از قبل در تقویم خود روزی را برای استراحت تعیین کنیم، به‌ندرت دیده می‌شود که وقتی آن روز فرامی‌رسد، فرصت را مناسب بدانیم. همیشه دلایلی قانع‌کننده هست که سبب می‌شود احساس کنیم نمی‌توانیم دست از خدمت بکشیم. در این ماجرا نیز می‌بینیم که به‌مجرد رسیدن عیسی و شاگردان به آن خلوتگاه، «گروهی بسیار» بر آنان فشار وارد آوردند. آیا نیاز دارید بشنوید که عیسی به شما بگوید: «به خلوتگاهی دورافتاده بیایید»؟ توجه داشته باشید که این دعوت در وهلۀ اول، برای آن نیست که با او باشیم. دعوت برای اینست که با خودمان باشیم. در این زمینه که با خودتان خلوت کنید، چه احساسی دارید؟ این امر نیاز به برنامه‌ریزی دارد، و بدون آن ممکن است در نهایت از خودمان فاصله بگیریم. به گفتۀ روان‌پزشک و مقاله‌نویش بریتانیایی، اَدَم فیلیپس: «زندگی ما تبدیل می‌شود به نوعی غیبت و عدم حضور.» عیسی می‌داند که ما نیاز به زمانی داریم که دست از کار بکشیم، استراحت کنیم، و به خودمان بپردازیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *