در نیمهٔ دوم از فصل هشتم انجیل لوقا، شاهد این هستیم که عیسی قدرت خود را در عرصههای متفاوت نشان میدهد. در قرائت امروز، عیسی توفان دریا را آرام ساخت و بدینسان قدرت او را بر نظام طبیعت مشاهده میکنیم. سپس در بیرونراندن دیوها از مردی دیوزده در ناحیهٔ جراسیان، قدرت او بر نظام روحانی به نمایش گذاشته میشود. پس از آن، قدرت او را بر نظام فیزیکی میبینیم، آن هنگام که زنی مبتلا به خونریزی را شفا بخشید. نقطهٔ اوج نمایش قدرت او، زمانی است که دختر یایروس را زنده کرد و قدرت خود را بر مرگ نشان داد. همهٔ اینها برنامهٔ تعلیمی فشرده و فراگیری برای شاگردان بود! اسم رمز هر یک از این ماجراها، ترس و ایمان است. ماجرای امروز به منظور مدیریت اضطراب، درسی پایهای برای شاگردان بود. در قایق فقط ایشان بودند و عیسی، آنها با هم به آن سوی دریاچه حرکت کردند. چه چیزی میتوانست این صحنهٔ آرام را بر هم بزند؟ ناگهان، توفانی در گرفت و دریا به تلاطم افتاد. وحشت حکمفرما شد و شاگردان با اینکه در حضور مسیح، آن سرچشمهٔ حیات بودند، دچار ترس از مرگ شدند. چه با مرگ روبهرو شده باشیم و چه نشده باشیم، میدانیم ترس چیست. ترسْ انسان را از پا در میآورد، و ایمان گویی چون بخار به هوا میرود. شاید سودمند باشد بر واکنش شاگردان به درخواستشان بیندیشیم. در آرامشی که در پی این صحنه پدید آمد، ایشان هنوز ترسان بودند، اما اکنون بهخاطر دلیلی متفاوت. ترس ایشان بهخاطر عناصر طبیعت نبود، بلکه بهخاطر قدرت مسیح، ترسی آمیخته با بهت و حیرت ایشان را فراگرفت. این ترسی است که منتهی به محبت میشود، محبتی که چون به کمال رسد، هر نوع ترسی را بیرون میافکند (اول یوحنا ۴:۱۸).