به شکلی شگفتانگیز،عیسی برای ما دعا میکند، برای آنانی که بهواسطۀ شهادت آن شاگردان، به او ایمان میآورند. بار دیگر، ما جزو این همسانشدن با عیسی بهشمار آمدهایم و از این طریق همسانشدن با خدا نیز. ما فراخوانده شدهایم تا میوه بیاوریم و بر این خبر خوش شهادت دهیم: «تا جهان ایمان آوَرَد که تو مرا فرستادی» (آیۀ ۲۱).
یک سنت دیرپا در کلیسای انگلیکن وجود دارد که به ریچارد هوکر، الهیدان سدۀ شانزدهم بر میگردد، که بر اساس آن، کلیسا همچون «سهیم شدن» در وجود خدا تلقی میگردد، همان نکتهای که در قلب و کانون این دعا قرار دارد. این روشی است برای درک ماهیت کلیسا، درکی که دو تأثیر دارد: نخست اینکه این وسوسه را تضعیف میکند که موانعی سخت و سریع برای کار خدا در جهان ایجاد کنیم، دوم اینکه این واقعیت را برجسته میسازد که کلیسای محلی، یا حتی فرقۀ مسیحیمان، حد و مرز جامعۀ خدا بر روی زمین نیست.
عیسی دعا میکند که جلال خدا که به او داده شده، به ما نیز عطا شده است. این نکته هم یادآور جدیبودن وظیفۀ ماست و هم یادآور وابستگی فروتنانۀ ما به خدا. رسالت کلیسا این است که «به کاری که خدا در جهان میکند، ملحق شویم»، بدین معنا که هیچ مشکل و نگرانی بشر نباید از توجه کلیسا دور بماند. بدینسان بسیار بهجاست که عیسی این دعا را همانگونه خاتمه دهد که در ۱۳:۱ آغاز شد تا تأکیدی مجدد باشد بر محبت خدا در او و در ما، و نیز اینکه اتحاد جزئی حیاتی از دعوت ما باشد.