کتاب مکاشفه عموماً متنی تلقی می‌شود که قصد دارد آینده را پیشگویی کند. اما راه دیگر برای نگریستن به آن، این است که آن را مکاشفه‌ای از تمامیت زمان حال بینگاریم، همان زمان حال که لزوماً باید پیامدهایی برای آینده از آن نتیجه شود.
آنچه در تصویرپردازی کتاب مکاشفه دربارهٔ زمان حال بسیار حائز اهمیت است، صحنهٔ تخت سلطنت در فصل ۴ است. لایه‌های گوناگون نمادهای مذکور در این فصل، بر حاکمیت کامل خدا بر تمامی عالم هستی تأکید دارند. پیش از هر چیز، آن تخت سلطنت خودْ نماد قدرت است و توصیف حاشیه‌ای از کسی که بر آن جلوس کرده، بر «غیربودن» او تأکید می‌گذارد. مفهوم آن ۲۴ تخت چندان روشن نیست، اما امکان دارد که آنها نماد ساعات روز و حاکمیت خدا بر زمان باشند. آن چهار موجود زنده دلالت بر چهار بُعد نظام خلقت دارند- یعنی جانداران وحشی، جانداران خانگی و رام‌شده، بشر و پرندگان- و نشان می‌دهند که چگونه تمامی خلقت در مسیر پرستش کسی حرکت می‌کنند که بر تخت نشسته است.

پیامی که از این رؤیا حاصل می‌شود، این است که خدا قادر مطلق است. در بقیهٔ کتاب مکاشفه، چند ماجرا به تصویر کشیده شده که به شکلی خارق‌العاده، چالش‌برانگیز و دردناک هستند، اما این رؤیا برای همهٔ آنها، پوششی گسترده فراهم می‌سازد، بدین معنا که هیچ رویدادی، هرچقدر هم هولناک باشد، نمی‌تواند بیرون از حیطهٔ اقتدار غایی خدا باشد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *