در زبان انگلیسی، ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «هرچه بخورید، همان می‌شوید.» اگر غذای خوبی بخورید، خوش‌اندام و خوش‌قامت و تندرست خواهید بود و اگر غذاهای پرچرب و شیرینی‌جات بخورید، بیرون بدنتان آنچه را که در درون انباشته شده، نشان خواهد داد. در اینجا ارمیا چیزی شبیه به همین را بیان می‌دارد، اینکه قوم خدا به همان چیزی تبدیل شده‌اند که می‌پرستیدند. قوم خدا از او رویگردان شده‌اند. ایشان متمایز‌بودن خود را از دست داده بودند. آنها شبیه بت‌هایی شده بودند که تکریمشان می‌کردند. درس عبرت این امر روشن است: ما تبدیل به همان چیزی خواهیم شد که وقت، پول و توجه خود را صرفش می‌کنیم. اولویت‌های ما در زندگی، شخصیت ما را شکل می‌دهند.
برای آنانی که در مناطق کویری زندگی می‌کنند، آب- آن‌هم چشمه‌ای جوشان از آب گوارا- چیزی است که با مرگ و زندگی‌شان سر و کار دارد. ارمیا بر اهالی یهودا این اتهام را وارد می‌سازد که از چشمهٔ جوشان و جاری و زیرزمینی روی بر تافته‌اند- یعنی از خدا، آن سرچشمهٔ هر نوعی از حیات- و به‌ دنبال آب‌انبارهایی رفته‌اند که انسان‌ها از صخره‌های محکم ساخته‌اند، و آبی در آنها نیست، و حتی آن آب اندکی که در آنها هست، در اثر نشتی به هدر می‌رود.

اگر خود را در کشمکش‌ها می‌بینیم و احساس خستگی و درماندگی می‌کنیم، آیا به این دلیل نیست که می‌کوشیم خود را روی گل‌و‌لای عمارتی که با توانایی خود ساخته‌ایم، سرپا نگاه داریم؟ پزشکان می‌گویند که اگر خسته هستیم، باید آب بیشتری بنوشیم. برای ما بازگشت به لب چشمهٔ آب زنده، یعنی خودِ عیسی، چه معنایی دارد؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *