آن آینده‌ای که توبه‌ای قلبی و آشتی‌ای اصیل را به‌همراه خواهد داشت و دیروز نگاهی اجمالی به آن انداختیم، با بازگشت به زمان حال، بار دیگر رنگ می‌بازد. اهالی یهودا باید ابتدا از مراحل سختی عبور کنند، چرا که دشمن در افق دیده می‌شود. اوضاع پیش از آنکه بهتر شود، بدتر خواهد شد و قوم خدا نمی‌توانند کسی جز خود را مسبّب و مقصر بدانند.
وقتی اوضاع بر وفق مراد نیست چه آسان است که به‌دنبال کسی بگردیم تا تقصیر را به گردن او بیندازیم. اگر کسی را پیدا نکردیم، خدا را مقصر به شمار می‌آوریم. حال آنکه تقریباً همیشه باید بیاموزیم که مسئولیت اعمال خود را به عهده بگیریم. هرکه خربزه بخورد، باید پای لرزش هم بنشیند. پذیرفتن مسئولیت، اعتراف‌کردن و اظهار تأسف و پشیمانی کار اشخاص بالغ است و خو گرفتن به آنها نیاز یک عمر طول می‌کشد.

در ضمن، دیگر جایی برای قضاوت بر دیگران باقی نمی‌ماند. پدر براؤن، آن کارآگاه دیوانی که جی. کِی. چسترتون، در کتاب خود، او را برای حل پرونده‌های جنایی شخصیت‌پردازی کرده، تکنیکی تکرار دارد. او به دل خودش رجوع می‌کند تا انگیزه‌های جنایت را کشف کند. او با تأسف توضیح داده، می‌گوید: «ببینید، این من بودم که همهٔ این افراد را به قتل رساندم.» در اینجا، جایی برای قضاوت‌کردن وجود نخواهد داشت. همهٔ ما قادریم اعمالی را که ارمیا توصیف کرده، به‌عمل آوریم. و یگانه راه نجات، همانا خداست و فیض او.

آن عده از میان ما که موعظه و شبانی می‌کنیم، روشی متعادل‌کننده در اختیار داریم. باید به قوم خدا کمک کنیم تا مسئولیت اعمال خودشان را بپذیرند، و بعد، در مقام شخصی که مانند آنها گناهکار است، باید عامل تحقق‌یافتن آشتی، بخشایش، فیض و آرامش خدا باشیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *