انجیل یوحنا حضور فرشتگان در مقبرهٔ خالی عیسی را برجسته ساخته، تصریح میکند که «یکی در جای سر و دیگری در جای پاهای او نشسته بودند». رُوآن ویلیامیز، اسقف اعظم کلیسای انگلیکن، میان این نکته و حقایق عهد قدیم چنین پیوند و ارتباطی مییابد: «بهلحاظ شمایلشناختی، محل قرارگیری این دو فرشته یادآور… تخت رحمت بر روی صندوق عهد است که کروبیها در دو پهلوی آن قرار دارند.» طبق سنّت اسرائیلیان، خدا در میان کروبیها سکونت میگزید، کروبیهایی که بر صندوق عهد نصب شده بودند و در طول تخت سلطنت یا همان تخت رحمت، بهطرف یکدیگر خم شده بودند. اما این صندوق و نیز تخت رحمت، حاوی هیچ تصویر و تمثالی از خدا نبودند، اما خدا هم در آنجا حضور داشت و هم غایب بود، هم دیده میشد و هم دیده نمیشد. اسقف اعظم رُوآن این امر را «تجلی متناقضنما» مینامد.
این تجلی یا ظهور متناقضنما تا زمان رستاخیز نیز ادامه مییابد. میبینیم که مریم مجدلیه و آنانی که در راه عِمائوس بودند، نتوانستند مسیحای قیامکرده را تشخیص دهند و بشناسند. آن عیسایی که قبلاً میشناختند، هم در آنجا بود و هم نبود. تغییری بنیادین رخ داده بود. تغییر؛ بهمنظور انکار واقعیبودن رستاخیز نیست، بلکه برای تأیید این است که عیسی در رستاخیز خود، به ماهیتی جدید تبدیل شده و این رستاخیز در انتظار برای صعود، ادامه مییابد.
عیسی به مریم مجدلیه فرمود: «بر من میاویز». شاید بهتر باشد این جمله را چنین ترجمه کنیم: «به آویختن به من ادامه مده.» مریم میبایست رابطهٔ شخصیاش با عیسای فیزیکی را رها میکرد و آن حضور/غیابِ عرفانی را که اکنون الهامبخش کلیساست، در آغوش بگیرد.