پنجمین یکشنبهٔ عید رستاخیزدر اینجا تمام انجیل در چند کلمه خلاصه شده است. آنچه حائز اهمیت است، فقط «حکمی تازه» نیست، همان حکم و دستور مثبت برای محبت کردن، حکمی که جایگزین همهٔ احکام منفی میشود که میگویند «فلان کار را مکن». نکتهٔ مهم در بخش دوم این جمله آمده، یعنی «همانگونه»، که بنیان و شالودهٔ حقیقی این محبت را تشکیل میدهد. اما در اینجا نکتهای متناقضنما وجود دارد. محبتکردن نمیتواند از طریق «حکم» و دستور انجام شود. محبت در اثر دستور و حکم صورت نمیگیرد، چرا که «حکم» همان چیزی است که به احتمال زیاد محبت را میکـُشد. برعکس، فقط محبت است که محبت را پدید میآورد. ما فقط زمانی میتوانیم محبت کنیم که مورد محبت واقع شویم. فقط زمانی میتوانیم ماهیت محبت را بشناسیم که محبت شویم.
این نکته در قلمروِ طبیعت، بسیار بدیهی است. نوزاد و طفل خردسال در واکنش به لبخندی که والدینش به او میزنند، لبخند را میآموزد، و زبان را زمانی میآموزد که با او حرف بزنند. به همین شکل، امکان صرف محبت کردن، صرف نظر از کلمات و حرکاتی که آن را همراهی میکنند، فقط در واکنش به محبتی که به ما میکنند آموخته میشود، محبتی که حتی پیش از آشنایی با آن و با کسی که ما را محبت کرده، در حق ما صورت گرفته است.
همین امر بهلحاظ روحانی، برای ما نیز صدق میکند. ما به همان شکلی محبت میکنیم که به ما محبت شده و عیسی این حکم تازه را میسر ساخته است، چرا که او ما را به شیوهای کاملاً تازه و ریشهای محبت کرده است، به شیوهای مطلق، بیقید و شرط، بدون چون و چرا، و تا آخرین قطرهٔ خونی که در قلبش داشت.