این نامه (یا رساله) خطاب به «غریبان» نوشته شده است. این لغت برای افادهٔ معانی گوناگون به‌کار می‌رود: «افراد مقیم»، «مهاجران»، «پناهجویان» یا «بیگانگان مقیم در کشوری دیگر». به‌نظر می‌رسد که مسیحیان اولیه این عنوان را برای خود برگزیده بودند. شخص غریب یا پراکنده به کسی اطلاق می‌شود که از خانه و کاشانهٔ خود دور است و محل اقامت کنونی‌‌اش به او تعلق ندارد. این نامه ظاهراً شبیه به یک بخشنامه است که خطاب به مسیحیانی نوشته شده که در منطقه‌ای گسترده پراکنده بوده‌اند، منطقه‌ای که شامل ترکیهٔ امروزی و نواحی‌ای فراسوی آن بود. هیچ اطلاع دیگری در مورد ایشان نداریم، جز ایمانی که همه در آن شریک بودند.
امروزه، ایمانداران چنانچه در جلسهٔ یکشنبه، «غریب» خطاب شوند، بسیار متعجب خواهند شد. اما هنگامی که مسیحیان اولیه به عهد قدیم مراجعه می‌کردند تا بر دعوت و هویت خود تأمل کنند، توجه‌شان به دورهٔ سرگردانی قوم اسرائیل در بیابان و غریب بودن ایشان جلب می‌شد. این مسیحیان به این بخش از عهدقدیم بیش از هر بخش دیگری مراجعه می‌کردند.

از این‌رو، یکی از نام‌هایی که کلیسا برای خود برگزیده بود، منعکس‌کنندهٔ زندگی‌ای است که از طریق تجربهٔ تحمیلی یا اختیاری بر پایهٔ جابه‌جایی‌ها، آسیب‌پذیری در اثر غریب بودن، فقدان قدرت دنیایی، و تغییرات سرگردان‌کننده، شکل گرفته بود. و در بطن این، دعوتی را می‌دیدند که در سرزمینی زندگی کنند که با خانه و کاشانه‌شان فاصله‌ای بسیار داشت، و به امید رسیدن به آن به‌سر می‌بردند. این دعوتی بود برای آنکه سرود خداوند را در سرزمینی بیگانه بسرایند (ر.ک. مزمور ۱۳۷).

شاگرد بودن در مسیحیت همواره دعوتی است به نوعی از بی‌خانمانی. ما باید در هر جا که قرار می‌گیریم، رشد کنیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *