خدای تبعیدی‌ها دیگر خدایی قبیله‌ای در میان بسیاری از خدایان دیگر نبود، خدایی که از قوم خاص خود به‌منظور استقرار یک مملکت پشتیبانی می‌کند. گرچه حَجّی و زکریا در ابتدای این فصل، «به نام خدای اسرائیل» نبوت می‌کردند، اما نامه‌هایی که رد و بدل می‌شد روشن می‌سازند که این خانه و معبد اختصاص یافته بود، به «خدای آسمان و زمین»، خالق و نگاه‌دارندهٔ تمام بشر.
این معبد و ملتی که در آنجا گرد می‌آمدند، هنوز جایگاه مهمی در تدبیرهای خدا داشتند، چرا که مکانی را برای عبادت فراهم می‌ساختند که هیچ بتی در آن نبود و مطابق فرمان خودِ خدا بنا شده بود، با اینکه این ملت در گذشته مرتکب خطا شده بودند. اما لازم بود که این دعوتِ فراگیر و جهان‌شمول و این هویت متمایز، همگی مورد حفاظت قرار گیرند و پرورش یابند.

جامعهٔ عزرا و نحمیا و تبعیدی‌هایی که ایشان را پیروی می‌کردند، با دعوت و جایگاه خود در تدبیرهای الهی دچار کشمکش می‌شدند. ایشان خدای تمامی زمین را عبادت می‌کردند و از‌این‌رو، دعوت‌شان فراگیر و جهان‌شمول بود، در یک معنا، برای همهٔ ملت‌ها. ایشان ملتی بودند با دعوتی خاص. به همین جهت، دعوت‌شان ویژه و متمایز بود و هست.

کلیسا این تنش را به ارث برده و در هر نسل، با آن زندگی می‌کند. ما چه مقدار دربارهٔ زندگی باطنی، خلوص آن و عبادت خود تأمل می‌کنیم؟ تا چه حد به نیازهای دنیای اطراف خود نگاه می‌کنیم تا از این طریق، زندگی خود را شکل ببخشیم؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *