تلاش نحمیا برای بازسازی حصار شهر، چنان شجاعانه بود که میتوان آن را بیباکانه و گستاخانه نامید. موفقیت در این امر بستگی به جنبههای عملی کار داشت ، اما مستلزم این نیز بود که در میان اجراکنندگان طرح، روحیهٔ مبارزهجویی حفظ گردد. دشمن کوشیده بود از طریق تمسخر مجریان، کار بازسازی را تضعیف کند، اما وقتی این روش مؤثر واقع نشد، به خشونت متوسل شد. نحمیا از طریق دعایی عاجل و قلبی واکنش نشان داده و کار را ادامه داد. وی توجه خود را بر نکات عملی متمرکز ساخت، با حصول یقین از اینکه کارگران محفوظ بمانند و بنّایان مسلح باشند.
مواجهه با مخالفتها، بخشی اجتنابناپذیر از زندگی مسیحی است. خدا ما را وادار به اطاعت نمیسازد. نیز با لهکردن آنانی که با ارادهاش مقاومت میکنند، دست به مداخله نمیزند. رهبری نیکو، کاری است هم عملی و هم روحانی. وجه مشخصهٔ کار نحمیا در زمینهٔ نظارت بر امور، ارائهٔ تشویقی دائمی بود. او میدانست که برای آنانی که در معرض تهدیدهای گفتاری و فیزیکی هستند، ازدستدادن اعتماد به نفس چقدر آسان است. به همین جهت بود که دائماً به دستاندرکاران اطمینان میداد که خدا پشتیبان کار ایشان است.
این بخش از کلام خدا ما را دعوت میکند تا خود را بسنجیم و ببینیم در زمینهٔ تشویق و دلگرمساختن دیگران چقدر فعال هستیم، تشویق آنانی که در راه برقراری عدالت و برای انتشار پیام انجیل در تقلا هستند. ما در دورهای زندگی میکنیم که سختترین تمسخرها یک روش پذیرفتهشدهٔ اجتماعی است. کلیسا و باورهای مسیحی را عامهٔ مردم هرروزه «سکهٔ یک پول» میسازند و آن را عمیقاً نادرست درک میکنند. ما امروز برای «بازسازی حصار» ایمان و اعتلای جامعهای دلسوز و متمدن، چه کاری انجام میدهیم؟