موضوع نیکویی خدا و کوتاهیهای بشری در سرتاسر کتب مقدس عبری (منظور عهدقدیم است/م.) منعکس است، خصوصاً در تثنیه و کتب نبوتی و در اینجا، این موضوع شالودهٔ دعای عزرا را تشکیل میدهد. قوم خدا هنوز در دام چرخهٔ نااطاعتی و مصیبت گرفتار بودند. یهودیانی که از تبعید بازگشته بودند، برخلاف تمامی وعدهها، هنوز تحت حاکمیت بیگانگان قرار داشتند و تا «امروز غلام بودند» (آیهٔ ۳۶). خدا سهم خود را در عهد خویش انجام داده بود. اما علت اینکه قوم خدا هنوز تحت بندگی قرار داشتند، این بود که دائماً در آمادگی برای طغیان و سرکشی بهسر میبردند.
گاه مسیحیان ممکن است در خصوص آزادی خود از محدودیتهای شریعت اغراق و مبالغه کنند و این مقوله را که رنج و مشقت میتواند پیامد نافرمانی باشد، سَرسَری میگیرند. اما ما در جامعهای زندگی میکنیم که محدودیتهایی را که نسلهای متمادی مسیحیان رعایت میکردند، وسیعاً رد کرده است. در مفهومی کلی، پارهای از مشقاتی که در پیرامون خود، و نیز در خود مشاهده میکنیم، پیامد رفتار خودمان است- طمع، حرص و آز، دنیادوستی و تکبر خودمان.
گاه دشوار است در مورد خیر و شرّ موضعگیری کنیم و قدرت شرّ و بدی را در خودمان تشخیص دهیم و تصدیق کنیم. ما هر روز فرصت داریم که در جهت خیریت جامعهٔ خود قدمی برداریم، یا اگر انتخاب بدی انجام دهیم، در تباهی آن شریک شویم. مسئولیت مسیحی ما این است که بر پایهٔ محبت خدا زندگی کنیم و در نتیجه، وسیلهای باشیم برای جریان یافتن برکات الهی به اطرافیان خود.