ایام عید پاک

مریم حدود ۷۰ مایل راه پیمود تا الیزابت را ملاقات کند، کسی که می‌توانست تجربهٔ او را درک کند. بچهٔ الیزابت با شنیدن سلام مریم، از شادی به جست‌و‌خیز آمد و دو زن خدا را تمجید کردند. سرود مریم یادآور سرود حنّا در هنگامی است که فرزندش سموئیل را که سال‌ها مشتاق تولدش بود، تقدیم کرد (۱سموئیل ۲) و به همان اندازه که مراقبه‌ای شخصی است، سرودی پرستشی محسوب می‌شود. او به سلسلهٔ زنانی می‌پیوندد که در خدا وجد می‌کنند، آن‌گاه که به وسعت عظیم اعمال خدا و نقشهٔ بزرگ‌تر خدا می‌نگرند که ریشه در کار نجات‌بخش خدا برای ملت‌ها دارد. تولد این کودک وسعتی فراتر از خانواده‌های نزدیک زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این نجاتی محدود برای گروه اندکِ برگزیدگان نیست، بلکه نجاتی باورنکردنی برای همگان است. این چالشی برای ماست: آیا ما چنان بر خودمان متمرکز شده‌ایم که دیدگاه فراگیر‌تر خدا را نمی‌بینیم؟

مریم سه ماه آنجا ماند. الیزابت پرسیده بود: «چرا این اتفاق برای من افتاد؟» ما می‌توانیم دربارهٔ راه‌های خدا که این دو زن را به خطه‌ای ناآشنا افکند، گفت‌وگوی بسیار کنیم. یکی مدت‌ها شرمسار بی‌فرزندی بود، دیگری رویارویی با شرمساری احتمالیِ سنگسار‌شدن و مرگ در پی آشکار‌شدن بارداری‌اش. آنان به همدیگر دلگرمی می‌دادند. مریم به حکمت الیزابت نیاز داشت تا بداند چگونه باید برای حمل بار تعهدش به خدا تاب آورد. خدایی که به او اعتماد کرده بود و به دنیا آوردن و پرورش پسرش را در زمانه‌ای پرآشوب به او سپرده بود. ما نیز همگی به دلگرمی نیازمندیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *