ایام عید پاک

هر دو موردی که لوقا در اینجا ثبت کرده است، از موارد شفا هستند که در موقعیت طردشدگی و حاشیه‌نشینی رخ داده‌اند. در مورد نخست، مرد جذامی هیچ‌کس را ندارد که برای او نزد خداوند مسئلت کند، زیرا از جریان اصلی جامعه جدا شده است. بنابراین، خودش باید به خداوند نزدیک شود. او که به کم‌حرفی خو کرده است، «روی بر خاک نهاده» چنین می‌کند. عمل عیسی و تأیید کاهن، او را به مشارکت کامل در اجتماع بازمی‌گرداند.

در مقابل، مرد دوم از دوستانی پشتیبان و مصمم برخوردار است که به‌رغم همهٔ موانع، اصرار دارند او را نزد عیسی ببرند. برای لوقا مانعی که بر سر راه دسترسی به خداوند قرار گرفته است، خود ساختمان نیست (مشکل فیزیکی‌ِ پیش رو با ترفند فوق‌العاده سادهٔ شکافتن سقف برطرف می‌شود)، بلکه حالت بازدارندهٔ جماعت حاضر در ساختمان است.

نظریه‌های معاصر معلولیت، مبتنی بر مدل اجتماعی است، بدین معنا که ناتوانی ناشی از شیوهٔ سازمان‌دهی اجتماعی است، نه آسیب‌دیدگی شخص. این را هم در مورد طرد مرد نخست و هم در مانع‌تراشی برای دومی می‌توان دید. در هر دو مورد، شفای عیسی به‌خودی‌خود فوق‌العاده است، اما چالش عمیق‌تری که او پیش رو می‌نهد، به نظم متفاوت جامعه مربوط می‌شود که در آمدنِ پادشاهی خدا اعلام شده است. طردشدگی و حاشیه‌نشینی مانند زمان عیسی همچنان مشکل جامعهٔ ما نیز محسوب می‌شوند؛ وقتی پادشاهی خدا آنها را به مبارزه فرامی‌خواند، ما نیز می‌توانیم احساس کنیم که «امروز چیزهای شگفت‌انگیز دیده‌ایم».

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *