در نگاه نخست، وعدهٔ عیسی در این قسمت، بازتاب تجربهٔ واقعیِ همیشهٔ ما نیست. بهعبارت ساده، وقتی دعا میکنیم، همیشه چیزی را که میخواهیم بهدست نمیآوریم. بعضی مواقع، آرزوهای تحققنیافته، ناامیدی کودکانه و گذرایی در پی دارند. اما در مواقع دیگر، نتیجهٔ این امر میتواند درد عمیق دعاهای طولانی و صمیمانه برای دخالت خدا باشد که ظاهراً ناشنیده و پاسخنیافته ماندهاند.
عیسی ما را به تأمل بر محبت کسی دعوت میکند که به درگاهش دعا میکنیم. هنگامی که از خدا بهعنوان پدر سخن میگوید، بهجای واژهٔ معمول و رسمیتر و مذهبی اَبینو، کلمهٔ اَبّا را انتخاب میکند. عیسی به شاگردانش تعلیم میدهد که وقتی دعا میکنند، کلمهای را بهکار ببرند که کودک نوپا برای صدا کردنِ پدرش استفاده میکند، کلمهای که هم بر صمیمیت دلالت دارد و هم بر اعتماد.
وقتی شاگردانش دعا میکنند، مجبور نیستند با اصرار آزاردهنده پدرشان را وادار به پاسخگویی کنند. شاگردانش در هنگام دعا میدانند پدری که به درگاهش دعا میکنند، آنها را نمیفریبد و عقرب بهجای تخممرغ به آنها نمیدهد. پدرشان، پدر ما، نیازهای ما را میداند و بیقیدوشرط و بهکمال ما را دوست دارد.
امروز، زمانی که میخواهید و میجویید و میکوبید، چگونه میتوانید حضور فعال محبت خدا را در شرایطی که محرک دعاهای شماست، حتی در دردناکترین و دشوارترین آنها، ببینید؟ درحالیکه میخواهید و میجویید و میکوبید، چگونه میتوانید عطای محبت خدا را از طریق روحالقدس در زندگی امروز خودتان بشناسید؟