ج. ب. کَرید، الهی‌دان، در تفسیر این بخش، سخنان دکتر جانسن را خطاب به سرپرست راهبه‌های یک صومعه نقل می‌کند که گفت: «خانم! شما نه برای عشق به فضیلت، بلکه برای ترس از گناه اینجایید.»
این ممکن است برداشتی درست از انگیزهٔ آن مادر روحانی خاص بوده یا نبوده باشد، اما گویای گرایش به ظاهر مذهبی است. ما می‌توانیم آن‌قدر نگران پرهیز از کار غلط باشیم که از انجام‌دادن کار درست غفلت کنیم. ما می‌توانیم آن‌قدر متعهد به این باشیم که از گناهان دیگران لکه‌دار نشویم که از تماس با دردها و درگیری‌های آنان -و البته شادی‌هاشان‏- دور بمانیم.

طبق کلام عیسی، این گرایش فریسیان را به جایی رسانده بود که فرایض کوچکی همچون ده‌یک‌دادن از سبزی‌ها را جایگزین اشتیاق صمیمانه و خدادای به عدالت و محبت کرده بودند. فقیهان نیز هدف حقیقی خود را گم کرده بودند. آنان به‌جای هدایت دیگران به‌سوی شناخت خدا، راه را بسته و بار کسانی را که به کمک آنان چشم داشتند، سنگین کرده بودند.

امروز شایسته است که برای تأمل در مورد چگونگی عملکرد ایمان در زندگی‌مان درنگ کنیم. چه فرصت‌هایی را برای محبت یا رفتار عادلانه از دست داه‌ایم، یا به دلیل غرور یا نگرانی، از اشتباه‌کردن یا درگیر‌شدن در آلودگی دنیا ترسیده‌ایم؟ آیا ایمان ما دیگران را در یافتنِ خدا مدد می‌کند یا اینکه درنهایت، هرچند ناخواسته، مانعی بر سر راه دیگرانیم که نمی‌گذاریم محبت رهایی‌بخش خدا را ببینند و کشف کنند؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *