این مَثَل میزبانی سخاوتمند را به ما معرفی می‌کند، کسی که قصد دارد ضیافت شامی با فهرست بلندی از میهمانان برپا کند. اما سرانجام دعوتنامه‌های نخست، بی‌فایده می‌مانند، زیرا هیچ‌کس محروم نمی‌ماند. تصور کنید که میزبان مجاب شود و حتی از خادمانش بخواهد که از جاده‌ها و معابر میهمانانی بیابند. در پایان، نه به لباس مهمانی نیازی است و نه به هدیه. هیچ صندلی‌ خالی و پس‌ماندهٔ غذایی در کار نیست. با وجود مردمی که به داخل خانه دعوت شده‌اند، هنوز هم جا هست. خانهٔ خدا را هرگز و هرگز نمی‌توان پر کرد.
مَثَل با این کلام میزبان پایان می‌یابد که هیچ‌یک از میهمانانی که ابتدا دعوت شده بودند، طعم ضیافت را نخواهند چشید. شاید به‌نظر ما این کار منصفانه باشد، زیرا اگر ناسپاسان و گستاخان نظرشان را تغییر دادند و دل‌شان خواست بیایند، چرا نباید آنان را برگرداند؟ اما عیسی هرگز ما را به روبه‌رو‌شدن با خدایی انتقام‌جو که دعوتش پس‌گرفتنی است، فرا نخوانده است. بعد در انجیل لوقا دربارهٔ خدایی خواهیم خواند که آخرین‌ها، کوچک‌ترین‌ها و گمشده‌ها را می‌جوید. تا زمانی که میز گنجایش داشته باشد -و پادشاهی خدا همیشه گنجایش خواهد داشت-، خدا مشتاق است که افراد بیشتری بیایند و دعوت همچنان پابرجاست.

«هیچ‌یک… نخواهند چشید»، شاید اعلام مجازات نباشد، بلکه فریاد هجرانی ناشی از خشم، فقدان و اندوه دل شکستهٔ خدا باشد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *