ضربالمثلی یهودی میگوید: «اگر سنگ روی ظرف بیفتد، وای بر ظرف؛ اگر ظرف روی سنگ بیفتد، وای بر ظرف!» این ضربالمثل بازتاب قدرت برانگیزانندهٔ تعلیم عیسی است: هر کس که سنگ زاویهٔ برگزیدهٔ خدا را رد کند، با آن خُرد خواهد شد.
در این مَثَل که یکی از آخرین مَثَلهای انجیل لوقاست، عیسی از هیچ کوششی فروگذار نمیکند. این مَثَل که در میانهٔ مباحثه با معلمان دین مطرح شد، هیچ تلاشی برای پنهانکردن تهدید قدرتمندان اورشلیم نمیکند. ردکردن عیسی و مشارکت در مرگ او، به مرگ خودشان و واگذاری تاکستان به مباشران دیگر منجر خواهد شد.
خواندن این مَثَل آسان نیست و شاید ما از مضمون تند آن جا بخوریم. البته ما این داستان را در پرتو صلیب و رستاخیز میخوانیم. سنگی که خُرد میکند؛ شفا، نجات و زندگی تازه نیز به بار میآورد. اگرچه این مَثَل برای فریسیان ناخوشایند و برای شنوندگانش وحشتناک بود و شاید برای ما نیز ناراحتکننده باشد، دعوتی بود به تغییر، پذیرش بخشایش حاصل از توبه و شناخت پسر خدا بهعنوان تحقق وعدهٔ او به بنیاسرائیل.
خواستهٔ خدا نابودی نیست، بلکه ترمیم است؛ زیرا تاکستان نه برای ظروف شکسته، بلکه برای ظروف سفالی میوه میدهد.