زیبایی می‌تواند عکس‌العمل‌های قدرتمندی را در انسان برانگیزاند. آن زیبایی سرکش که در میانهٔ وحشت یا چیزهای عادی، مانند گیاهی از میان جاده‌ای بِتُنی سر برآورده، آن‌چنان جلب توجه می‌کند که ممکن است ما را در حیرت فرو برد.
استیفان که به صحبت علیه موسی متهم شده بود (اعمال ۶‏:‏۱۱)، داستان موسی را دوباره بازگو کرد و در این روایت، او را به‌عنوان «طفلی بسیار زیبا» توصیف نمود. موسی که در بحبوحهٔ یک بحران به دنیا آمده بود، تنها یک کودک از جامعه‌ای کوچک و منفور محسوب می‌شد که قرار بود از روی زمین محو و نابود شوند. اما او در خانهٔ فرعون به فرزندخواندگی قبول شد. موسی بعدها مردی را کشت و خویشاوندانش، این کار را به همگان اعلام کردند. پس از آن، او اطاعت را در بیابان آموخت، نبوت کرد، عجایب به انجام رساند و اسیران را به آزادی رهنمون ساخت.

گرچه خدا موسی را «زیبا» می‌دانست، اما بارها توسط قوم رد شد. شاید برای ما هم، یافتن زیبایی در دیگران یا حتی خودمان، کار مشکلی باشد. اگر چنین است، باید بدانیم که همراه خوبی داریم. قرن‌هاست که کلمات باستانی کتاب‌مقدس، مسیح را خون‌آلود و مصلوب توصیف کرده‌اند: «او را نه شکل و شمایلی است که بر او بنگریم، و نه ظاهری که مشتاق او باشیم» (اشعیا ۵۳‏:‏۲). با وجود این، نگاه خدا بر هر آنچه بیفتد، آن را زیبا می‌کند؛ زیرا شامل مهر و محبت الهی شده است: محبتی که محبوب خود را جسته، او را به‌سوی خود کشیده و در او شادی می‌کند. این درست مانند گیاهی جسور یا ارکیده‌ای بی‌نهایت زیبا و دلپسند، حیرت‌انگیز است.
در مورد استیفان نیز که نگاه پرمحبت خدا بر او بود، نوشته شده که در آن لحظات، چهره‌اش را «همچون چهرهٔ فرشتگان» دیدند (اعمال ۶‏:‏۱۵). او نزد خدا زیبا بود.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *