در اینجا باید با ساحران، افسونگران و جادوگران مرتبط با پادشاه نبوکدنصر احساس همدردی داشته باشیم، چرا که پادشاه کاری ناممکن را از آنان طلب کرده بود. نویسنده در روایت شگفت‌انگیز خود، توضیح می‌دهد که این افراد کوشیدند تا بدون ناراحت کردن پادشاه، اطلاعات بیشتری از زیر زبان او بیرون بکشند، زیرا جان‌شان به این مسئله بستگی داشت. اما آنها شکست خوردند و پادشاه در خشمی که او را از چنین مشاوران باتجربه‌ای محروم می‌ساخت، دستور اعدام تمام‌شان را صادر کرد.
از آنجا که دانیال در زمان این وقایع در دربار حضور نداشت، هنگام سر رسیدن سربازانی که برای بازداشت و اعدامش آمده بودند، ماجرا را از آنها جویا شد. او بر خلاف پادشاه خشمگین، با بصیرت و ملاحظه به آنها پاسخ داد و در نتیجه، ترتیب ملاقاتی با پادشاه داده شد. طلبیدن رحمت خدا، جلوه‌ای از قدرت ایمان او و دوستانش بود؛ ایمانی که طی تعلیم یافتن در فرهنگ مشرکِ دربار بت‌پرست بابِل از بین نرفته بود. اما دانیال توانست با وجود چنین فشاری، بخوابد. خدا اطلاعات لازم را در رؤیا به او داد؛ که نشان می‌داد مهارت تعبیر خواب او (که در اینجا شامل توصیف رؤیای پادشاه می‌شد) تماماً خدادادی بود. همچنین، دانیال به‌طرز معناداری و از روی گشاده‌دلی، نشان داد که تنها نگران جان خود نبود، بلکه به فکر حکیمان بابِل نیز بود.

پاسخ دانیال به مکاشفۀ این راز، متبارک خواندن خدا بود؛ همان خدایی که قدرت حقیقیِ ورای تاج و تخت‌های جهان است. او ثابت‌قدم در مسیر سنت‌های اجداد یهودی‌اش گام برمی‌داشت و می‌توانست با شهامت به حضور پادشاه برود.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *