پردهٔ درون معبد، قدسالاقداس را از مکان مقدس جدا میکرد. کاهن اعظم، هر سال یک بار، در عید یوم کیپور یا روز کفاره وارد قدسالاقداس میشد. پرده، نماد فاصلهٔ «مطلق» میان خدا و بشر بود.
متی با ارائهٔ تصویر واضحِ دوپارهشدن پردهٔ معبد در لحظهٔ مرگ عیسی، مدعی میشود که این فاصله و حائل میان خدا و انسان از میان برداشته شده است. این مسئله بهشکلی بنیادین، هیجانانگیز است. متی چنین استدلال میکند که بشر از طریق مرگِ قربانیِ مسیح، وارد رابطهای کاملاً جدید با خدا شده است. و دیگر هیچچیز مثل قبل نخواهد بود.
این ادعایی حیرتانگیز است، بهخصوص از این جهت که گاهی رفتار ما مبنی بر اینکه فاصلهٔ میان ما و خدا برداشته شده، مغرورانه بهنظر میرسد. با اینحال، بهرغم ادعای متهورانهٔ متی، ما هنوز هم هر از گاهی، نه تنها احساس میکنیم فاصلهای میان ما و خدا بهوجود آمده، بلکه حتی ممکن است حس کنیم که خدا بهطرز دردناکی غایب است. گاهی بهنظر میرسد او اینجا نیست. احساس میکنیم در این سیاره، در میان فضای بیانتها و پوچ، تنها رها شدهایم. در چنین زمانهایی، اینطور بهنظر نمیرسد که بین ما و خدا، یک دریا فاصله است، بلکه حس میکنیم او اصلاً وجود ندارد. چنین اندوه و اضطرابی، عمیق و سنگین است.
در چنین لحظاتی
چه میتوان کرد؟ فقط بر ایمان چنگ بزنید و در ایمان صبر کنید. مطمئن باشید که پردهٔ قدسالاقداس حقیقتاً و برای همیشه از بین رفته است.