رؤیای فرعون در عین وحشتناک‌بودن، واضح نیز می‌باشد. اقتصاد مصر وابسته به دامداری و کشاورزی بود و از آب‌های حاصلخیز نیل تغذیه می‌شد. گاوها و خوشه‌های لاغر، مقدمه‌ای کابوس‌وار از چیزی است که اتفاق خواهد افتاد. ما سه بار در این فصل با این رؤیا روبه‌رو می‌شویم: دو بار از زبان فرعون و یک بار هنگامی که یوسف آن را تعبیر کرد. بنابراین، شکی در شومی و بدیمنی آن و همین‌طور، منشأ الهی آن وجود ندارد. پس جای تعجب نیست که خواب‌گزاران دربار فرعون نیز نمی‌خواستند معنای رؤیا را به او بگویند.
اما یوسف خواب‌گزار رسمی دربار نبود و احساس نمی‌کرد که نیازی به پنهان‌کردن معنی رؤیا باشد. او که تازه از زندان بیرون آمده و برای اولین بار در طول دو سال گذشته، تمیز، ملبس به لباس‌های مناسب و اصلاح‌کرده بود، شهامت یافت که به فرعون بگوید چه باید بکند. راوی نیز با گفتۀ فرعون نشان می‌دهد که این چگونه ممکن می‌شود: این فرعون است که اعلام می‌کند یوسف، با اقتدار خدا سخن می‌گوید (آیات ۳۸‏-‏۳۹).

در یک آن، دنیای یوسف تغییر کرد. او بی‌درنگ تبدیل به نمایندۀ فرعون در تمام آن سرزمین شد. مردم به او تعظیم می‌کردند. نامی جدید، همسری جدید و دنیایی جدید. این روایت کوتاه به ما نمی‌گوید که یوسف چگونه به موقعیت‌های خود نگاه می‌کرد: اینکه آیا او فکر می‌کرد خدا به‌جای او در کار است؛ یا می‌دانست که جزو برنامه‌ای بزرگ‌تر است. البته این دو با یکدیگر ناسازگار نیستند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *