نبرد با جدیت آغاز شد. کدام طرف می‌تواند بهترین ترفندها را اجرا کند؟ آن روز، طرفین، مساوی شدند.
هضم داستان بلاها، شاید برای خوانندگان امروزی، کمی مشکل باشد، زیرا روش کار خدا، بدوی و قدیمی به‌نظر می‌رسد. چرا خدا از همان ابتدا کار را تمام نکرد؟ این همه وقایع خارق‌العاده، چه فایده‌ای داشتند؟ بلای خون در رود نیل نازل شد و بعد هم حوادث ناخوشایند دیگری از راه رسیدند. اما در این بین، مردم عادی مصر بودند که رنج می‌کشیدند.

بیایید خودمان را جای نویسندگان کتاب خروج بگذاریم. آنها تمام داستان‌ها را می‌دانستند. همه از داستان‌ها آگاه بودند -چون این داستان‌ها در طول قرن‌ها، بارها بازگو شده بودند. شکی نیست که کمی پیرایش هم در آنها اِعمال شده باشد. از آنجا که ترتیب وقوع رویدادها نیز ممکن است به این شکل نبوده نباشد، احتمالاً هرگز نخواهیم توانست این روایت را به‌طور کامل درک کنیم. نویسندگان و ویراستاران نهایی این متن، تلاش کرده‌اند تا آن را به‌صورتی معقول روایت کنند. آنها نبرد هیجان‌انگیزی را توصیف کرده‌اند. در یک سوی این نبرد، حاکمی مستبد، یعنی فرعون قرار دارد که تصور می‌کند قدرت غایی در سرزمین مصر است و در طرف دیگر آن، موسی و هارون هستند. آنچه فرعون تا اینجای کار از درک آن عاجز مانده، این است که موسی و هارون تنها نیستند. این یهوه، خدای آنهاست که تصمیم نهایی را می‌گیرد و هوای آنها را نیز دارد. طولانی‌کردن رنج مردم مصر، باعث شده بود دستیابی به آزادی، هرچه عظیم‌تر به چشم بیاید.

ما با خواندن قرائت امروز، با تعجب خواهیم گفت: «ببینید خدا برای ما چه کرده است!»
و با نگاه به صلیب نیز با تعجب خواهیم گفت: «ببینید خدا برای ما چه کرده است!»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *