یوسف ناصریبرای استراحت و کمی فاصلهگرفتن از بلاهای مصری، بیایید امروز برای مدتی وزغها و بلای پشه را به کناری نهاده، روز یوسف قدیس را با تعمق بر رؤیای زیبای اشعیای نبی در باب صلح و آرامش، جشن بگیریم.
انجیل متی، نسبنامۀ عیسی را از نسل یوسف دنبال میکند. عیسی، از نسل یَسا بود؛ یعنی داوودی جدید و پادشاه یهود. قوم اسرائیل در طول تاریخ خود، در رابطه با پادشاهان، دائماً میان عشق و نفرت در نوسان بودند. نویسندگان عهدعتیق به ما میگویند که زمانی که آنها نخستین پادشاه، یعنی شائول را تاجگذاری کردند، خدا آن را تأیید نکرد. پادشاهان میتوانند تبدیل به حاکمانی مستبد و زورگو شوند و همیشه هم تصمیمات حکیمانه نخواهند گرفت. روایت تاریخدانان کتابمقدس نیز این مسئله را اثبات میکند. با اینحال، آرزوی پادشاهیِ آرمانی، با وجود شکستهای پادشاهان واقعی، در بین قوم باقی ماند. قوم اسرائیل هنوز هم رؤیای پادشاهی را که حقیقتاً قانون خدا را بر زمین اجرا کند، در سر میپروراندند. نتیجۀ چنین حاکمیتی، صلح و کامیابیِ غیرقابلتصوری است.
قرائت امروز به ما یادآور میشود که -بخشی از- نبوت به انجام رسیده است. پادشاه آمده است؛ اگرچه در سکوت و به طریقی غیرمنتظره. پادشاهی خدا -تقریباً- همانگونه که در آسمان است، بر زمین نیز حضور دارد. اما هنوز گرگها، برهها را میکُشند، و حلیمان بر زمین رنج میکِشند. هنوز تا برقراری پادشاهی، کمی راه مانده است.
رؤیای اشعیا هنوز رؤیای ما نیز است. ما کمی بیشتر در مورد هویت این پادشاه میدانیم: عیسی، پسر داوود، عضوی از خانوادۀ یوسفِ حکیم. ما هنوز هم رؤیای روزی را در سر میپروریم که حکومت او بر زمین برقرار شود.
ای خدا، پدر ما،
که یوسف نجار را از خانوادۀ خادمت داوود برافراشتی
تا محافظ پسرت -پسری که جسم شد- و همسر باکرۀ متبارک، مریم باشد:
فیض عطا فرما تا او را با اطاعت وفادارانه از فرمانهای تو پیروی کنیم؛
در نام پسر تو و خداوندمان عیسای مسیح،
که زنده است و با تو حکومت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، از حال تا ابدالآباد.