چهارشنبۀ هفتۀ مقدسمسیحیان از همان نخستین روز قیام، اعلام کرده بودند: «آن بره که قربانی شد»، گناه جهان را برداشته است. در کالجی واقع در کرایست چرچ آکسفورد، یک نقاشی قدیمی به نام «دکان قصابی» اثر آنیباله کاراچی وجود دارد که تاریخ آن به دهۀ ۱۵۸۰ میلادی برمیگردد. در این تصویر، برهای منفعل را میبینیم که قرار است سلاخی شود و میان گوشتهای آمادۀ فروش احاطه شده است. این بره دیگر تسلیم شده؛ چرا که میداند چه چیزی در انتظارش است.
یکی از متناقضنماییهای ایمان مسیحی، اعلام این حقیقت است که عیسی هم شبان اعظم گوسفندان است و هم برۀ خدا. همانطور که هر کودکی در کانون شادی هم تصدیق میکند، تصاویر عیسی، در حالیکه برهای را بر شانههای خود حمل میکند، قدرتمند و پُرطنینند. عیسی گمشدگان را نجات میبخشد. او گوسفندان گمشده را برخیزانده و احیا میکند وگرنه، سرنوشتی جز مرگ در انتظارشان نخواهد بود.
از طرف دیگر، هفتۀ مقدس کاری غیرعادی با «شبان اعظم گله» میکند؛ یعنی عیسی را تبدیل به یکی از گوسفندان کرده، او را مانند هزاران اعدامی دیگری که در آن سال توسط عدالت بیثبات رُمی کشته شدند، بهسوی مسلخ برده، به صلیب میکشد. به این صورت بود که او را همچون برهای دستآموز به کشتارگاه بردند.
با اینحال، ایمانی که شبان خود را تبدیل به بره کند، داستان عمیقتری برای گفتن دارد. سنت مسیحی، عیسی را بهعنوان نجاتدهنده به ما مینمایاند و با این کار، به درک یهودیت از پِسَخ، فدیه و برۀ قربانی بازمیگردد. اینجا، در این مرگ و با ریختهشدن این خون، خدا قوم خود را باز خواهد خرید. برای پیروزشدن، باید ابتدا قربانیبودن را فرابگیریم.