جمعةالصلیب (یا جمعهٔ نیک)ماجراهای اولین جمعةالصلیب بسیار آشفته، خشن و زشت بود. جماعت کوچکی در محله‌ای متروک گرد آمده بودند، محله‌ای که اکنون به‌عنوان مکان اعدام به‌کار می‌رفت. ایشان به تماشای گروهی از مجرمین و شورشیان جورواجور ایستاده بودند، مجرمینی که به‌‌گونه‌ای وحشیانه اعدام می‌شدند، اعدام به‌شکلی حساب‌شده برای ایجاد رُعب و وحشت در دل مردم. اما نگارندهٔ نامه به عبرانیان در این ماجرا چیزهایی مشاهده می‌کند که از نگاه‌های تماشاگران در آن روز مخفی مانده بود. مرگ از طریق ذبح قربانی هر روز در معبد اورشلیم صورت می‌گرفت، درست چند صد متر دورتر به طرف شرق در شهر. تقدیم این قربانی‌ها به‌منظور تطهیر افراد از آلودگی گناه تلقی می‌شد. این قربانی‌ها هرگز نمی‌توانستند به‌اصطلاح پروندهٔ گناه را مختومه اعلام کنند، زیرا تأثیرشان فقط تا زمانی دوام می‌آورد که شخص باز مرتکب گناه شود، که در این صورت، قربانی دیگری ضرورت می‌یافت.

اما مرگ عیسی، قربانی‌ای است برای پایان بخشیدن به تمام قربانی‌ها. یک قربانی نهایی که می‌تواند آنانی را که به‌خاطر ایشان تقدیم شده، «کامل سازد» (آیهٔ ۱)، یا «تقدیس» کند (آیهٔ ۱۰). طبیعت بشری به‌واسطهٔ داستان فاجعه‌بارِ ناتوانی‌ها، قصورها، خیانت‌ها، خشونت و بی‌عدالتی‌ها لکه‌دار شده است. ما در طول هفتهٔ گذشته، وقتی عیسی را تا به صلیب همراهی کردیم، شاهد جزئیات این داستان اندوه‌بار بودیم. اما اکنون، عیسی، پسر خدا، یک بار برای همیشه، با قدرت روح‌القدس، توانست زندگی کامل، فرمان‌بُردار، پاک و کاملاً همسو با صفات خدا را به او تقدیم کند، خدایی که خود را به جهان ارزانی فرمود.

بدین‌سان، بشریت تطهیر می‌گردد، یا به بیان امروزی، مجدداً «بوت» می‌شود، تا جمیع آنانی که از طریق مسیح به خدا تقرّب می‌جویند، بتوانند از همان تطهیر وجدان و تجدید حیات بهره‌مند شوند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *