یونانیها در دوران باستان، قواعدی داشتند که «مقررات اهل بیت» خوانده میشد. این قواعد برای مرد خانواده نوشته شده بود تا او را در نظام بخشیدن به امور خانهاش هدایت کند. قواعد مذکور مستلزم جهانی مردسالار و مبتنی بر سلسله مراتب بود که در آن، مرد در مرکز قرار داشت و بر اهل بیتش حکمرانی میکرد. او میبایست اقتداری مطلق و یکطرفه بر همسر و فرزندان و بردههایش اِعمال میکرد و ایشان همگی میبایست مطیع او میبودند. از ارسطو چنین نقل شده: «شوهر و پدر بر زوجه و فرزندانش حکمرانی میکند.» یوسفوس نیز نوشته: «زن در همهٔ امور پایینتر از مرد است.»
در نامه یا رسالهٔ پطرس، یکی از نمونههای مربوط به نسخههای مسیحی از این قواعد را مییابیم. امروزه، جوامع غربی از پیشفرضهایی کاملاً متفاوت برخوردارند، بهگونهای که ممکن است متوجه نشوند که این مسیحیان اولیه چگونه شروع به بازنگری این قواعد در پرتوِ ایمان و اعتقادات جدیدشان کرده بودند- کاری که هنوز نیز ادامه دارد. کافی است بگوییم که عیسی همه چیز را دگرگون میسازد. یکی از این نمونهها در روشی مشاهده میشود که پطرس زنان و بردگان (غلامان و کنیزان/م.) و فرزندان را بهطور مستقیم مخاطب قرار میدهد، نه صرفاً مردها را. گرچه هنوز میان دنیایی که در این نوشتهها توصیف شده و دنیای ما، تفاوتهایی فرهنگی به چشم میخورد، اما پطرس جامعهٔ ایمانداران را ترغیب میکند که همگی آزادانه در روحیهای مبتنی بر احترام متقابل رفتار کنند، احترامی که بازتاب محبتی است که در مسیح دریافت کردهاند و باید به آن اقتدا نمایند.
او تمامی پیروان مسیح را دعوت میکند تا در فروتنی و احترام متقابل زندگی کنند. الگوی ما برای چنین رفتاری، عیسی است که بارها با میل و رغبت، خود را در جایگاه اطاعت قرار داد و به پیروانش نیز تعلیم داد که چنین کنند.