شرح عملیات بنای حصار در اینجا قطع می‌شود و نحمیا به تشریح ناآرامی‌های اجتماعی‌ای می‌پردازد که در اثر قحطی رخ داده بود. مردم گرسنه بودند و خانواده‌ها برای زنده‌ماندن، مقروض شده بودند. نحمیا طبق روال و منِش خود، به‌طور خودجوش دست به عمل نزد، بلکه وقت خود را در تفکر و تأمل صرف کرد. این کار به او این فرصت را داد تا وضعیت را تجزیه و تحلیل کند، نه فقط وضعیت اقتصادی را، بلکه شرایط اخلاقی را نیز. آنگاه در جایگاهی قرار گرفت که بتواند «نُجبا و صاحب‌منصبان» را خجالت‌زده سازد، همان اشخاصی که بر وام‌های مردم بهره وضع کرده بودند. نحمیا از طریق الگو‌دادن رهبری می‌کرد. او به این نکته اشاره کرد که هرگز قصد نداشته ثروت بیندوزد، و هیچ‌گاه بر همکارانش ریاست نکرده است.
فراخوان به برقراری عدل و انصاف، در تمام کتاب‌مقدس طنین‌افکن است. قرض و بدهی منع نشده، اما امری هولناک است که ثروتمندان به خود اجازه دهند فقیران را مورد استثمار و بهره‌کشی قرار دهند. ما هیچ اجازه و اختیاری نداریم که دیگران را به درستکاری و عدل و انصاف دعوت کنیم، مگر زمانی که آماده باشیم در روابط خود با دیگران منصف و عادل باشیم. آن امنیتی که بسیاری در جامعهٔ امروز آرزویش را دارند، چیزی نیست که بتواند تحمیل شود، زیرا مستلزم آن است که هر فرد با آگاهی و هشیاری نسبت به نیازهای دیگران زندگی کند.

آخرالامر، امنیتی که در بیرون از حصار شهر تأمین می‌گردد، پیوندی مستقیم دارد با ایجاد جامعه‌ای منصف و عادل در درون حصارها و دیوارهای شهر. رهبری مسیحی از عناصر متعددی برخوردار است، اما شاید مهم‌ترین آنها همانا رهبری‌کردن از طریق ارائهٔ الگو باشد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *