ولادت یحیای تعمیددهندههشت روز پس از ولادت این طفل، خویشاوندانش برای مراسم نامگذاری گرد آمدند. پدرش، زکریا، قادر به سخن گفتن نبود. پس برایش لوحی آوردند تا نام نوزاد را بر آن بنویسد. او نیز نوشت: «نام او یحیی است!» (لوقا ۱:‏۶۳). آنگاه زکریا از روح‌القدس پر شد و با بانگی بلند، سرودی در ستایش خدا سرایید و گفت: «متبارک باد خداوند، خدای اسرائیل!» (لوقا ۱:‏۶۸).
طبق روایت لوقا، زکریا در طول نـُه ماه خاموش بود و بر پیام فرشته تأمل می‌کرد. در آن حال که الیزابت کودکی را در بطن خود می‌پروراند، زکریا نبوتی را در ذهن خود پرورش می‌داد، نبوتی که تاریخچهٔ نجات در کتب مقدس را در هم می‌تنید و مژدهٔ محبت خدا را گرامی می‌داشت.

آیاتی که در قرائت امروز از نظر گذراندیم، پایه و اساس این نبوت است، همان آیات کلیدی در تأملات خاموش زکریا. خودِ نام «ملاکی» به معنی «پیام‌آور من» است. این آیات به‌روشنی ایدهٔ یک طلایه‌دار یا پیشرو را مطرح می‌سازد: یعنی ایدهٔ کسی که خواهد آمد تا راه خداوند را آماده کند.

این پیام‌آور حامل رحمتی جدی خواهد بود. تصاویر مربوط به «آتشِ پالایشگران» و «صابونِ گازُران»، جزو ساده‌ترین و بهترین تصاویر در کتب انبیا هستند. این پالایش و پاک‌کردن که بسیار نیرومند خواهد بود، برای هدف خاصی صورت خواهد گرفت: آماده ساختن قوم خدا برای پذیرش کسی که خواهد آمد. در کانون این پالایش، «رحمت خدای ما» قرار دارد (لوقا ۱:‏۷۸). با ولادت این طفل، روزی نو بر می‌دمید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *