بنجامین، سگ اسپانیایی من، دوست دارد به او توجه کنم و اگر حوصلهاش سر برود هر نوع توجه کوچکی بهتر از هیچ است. این منجر میشود به شیطنتهایی چون دزدیدن دستمالم و بالا و پایین پریدن با آن، به این امید که به دنبالش بدوم. او خیلی خوب میداند که من به کارش واکنش نشان خواهم داد و وقتی او را گرفتم به او توجه نشان خواهم داد. به این ترتیب، آنچه بر جوّ خانهٔ ما حاکم است، بیشتر فیض و ملاطفت است تا مقرراتی خشک.
برخلاف سگهای اسپانیایی، تجربهٔ ما از پیروزی فیض بر شریعت، ما را بهسوی اشتیاق به اطاعتی عمیقتر و تقدّس در زندگی هدایت میکند. این اشتیاق، مانند خودِ ایمان، همچون یک هدیه به ما ارزانی میشود، البته آن هنگام که خود را به خدا تسلیم میکنیم تا «بندگان پارسایی» شویم. بهدنبال آن، تقدّس میآید، همان «ثمری» که نصیبمان میگردد. همهٔ اینها هدایایی هستند که رایگان به ما عطا میشوند، عطایی کامل و بدون محدودیت و یکبار برای همیشه، بهواسطهٔ ایمان.
آنچه باعث کنجکاوی من میشود، این است که در متن یونانیِ عهدجدید، کلمهای که «ثمر» ترجمه شده (آیهٔ ۲۲)، «کارپون» است که میتواند به معنی «بهره» یا «سودی» باشد که از یک معاملهٔ بازرگانی عاید میشود. تصاویری که از این دو مفهوم به دست میآید (یعنی «ثمر» و «سود»/م.)، هم به زمانی اشاره میکند که صرف رشد و نموّ گیاه میشود و هم سودی که از تسلیم کردن خویشتن به خدا عاید میگردد. بدینسان، گرچه نمیتوانیم ایمان را از طریق اعمال بهدست آوریم، اما ایمان در ما عمل پدید خواهد آورد.
همچنین بهیاد میآورم فرمایش عیسی در یوحنا فصل ۱۵ را که ثمر آوردن ناشی از ماندن در او میباشد. تنها کاری که بنجامین میتواند انجام دهد، این است که در جای خود آرام بنشیند- و این به من یادآوری میکند که من هم باید همان کار را انجام دهم.