عیسی در تمام طول خدمتش، در هر میهمانی که برای صرف خوراک شرکت میجست، آن را همچون نشانهای از پادشاهی خدا معرفی میکرد که در آن، هر فرد جایی بر سر سفره دارد و هر کس از همراهی و رفاقت دیگران که عطیه و هدفی مشترک دارند، بهره میبَرَد.
در قرائت امروز، عیسی را میبینیم که دعوت یکی از رهبران فریسیان را برای صرف خوراک در خانهاش در روز شبّات پذیرفته است. اما چون به اطراف خود نگاه کرد، دید که حاضران این ضیافت را تبدیل به مجلسی خصوصی و انحصاری کرده بودند، نه محیطی پذیرای همگان. این ضیافت بازتاب تکبرشان بود و نه فروتنیشان، چرا که یکدیگر را کنار میزدند تا در بهترین جای مجلس بنشینند. عیسی به ایشان نشان داد که بهترین ثمربخشیِ چنین محفلی زمانی جلوهگر میشود که حقشناسی شخص از بابت حضور در آن، از وزنی سنگینتر از تلاش برای کنارزدن دیگران برخوردار باشد. سفرهٔ خوراک زمانی تبدیل به ضیافت میشود که همهٔ حاضران احساس کنند مورد پذیرش هستند، همه در همان خوراک شریک شوند و هر کس بکوشد این موقعیت را برای دیگران، فرصتی غنی برای رفاقت و امید سازد. آنچه در مورد میهمانی غذا صدق میکند، در مورد زندگی نیز صادق است. آنانی که خود را بر میافرازند، بهرهوری از زیبایی مشترک پادشاهی خدا را از دست خواهند داد.
در داستان «میهمانی بابِت» به قلم ایزاک دینیسِن، دگرگونی خارقالعادهای برای افراد عادی که در کنار یکدیگر غذا را صرف میکنند، رخ میدهد. آن دو خواهر که میزبان بودند، میدیدند که میهمانان چطور بههنگام رفتن به خانهٔ خود میگفتند: «عجیب است که امشب ستارهها به ما نزدیکتر شدهاند.» زمانی که فروتنی در همگان یافت شود، آسمان نزدیکتر میگردد.