طرح سؤال برای آزمایش عیسی ادامه می‌یابد. این عالِم دین فردی کوته‌فکر یا متخاصم نبود. او واقعاً علاقه داشت بداند عیسی چه خواهد گفت، اما وی جزو افرادی بود که می‌خواست وقت زیادی صرف حواشی موضوع می‌کنند، نه اصل موضوع. او اهل مباحثه و مناظره بود. این سؤال، یعنی «کدام یک از احکام، مهم‌ترینِ همه است؟»، سؤالی است که خیلی پرسیده می‌شود. این روش دیگری است برای به چالش کشیدنِ طرف مقابل برای ذکر اولویت واقعی خود: اینکه چه چیزی برایش بیش از هر چیز اهمیت دارد؟
پاسخ به این سؤال قرار است روشن و دور از ابهام باشد، به این صورت: این «است» و آن «نیست». نکته‌ای که عیسی بیان فرمود، تکان‌دهنده بود: «خدا را محبت کن؛ همسایۀ خود را محبت کن.». اولویت یکی نیست؛ دو تا است- هم این است «و» هم آن. اگر همسایۀ خود را محبت نکنید، نمی‌توانید خدا را محبت کنید. اولین پیش‌فرض آن عالِم دین اشتباه بود؛ ایمان صرفاً یک ایده و اعتقاد نیست، چیزی که بشود دربارۀ آن مباحثه کرد. ایمان روشی است برای زندگی. یک نگرش است.

نکتۀ جالب اینست که این عالِم ما به‌سرعت برای گفتۀ عیسی کف زد و آن را تحسین کرد: «نیکو فرمودی، استاد!». اما او هنوز به اولویت‌ها علاقه داشت و بحث را کمی تغییر داد. او این را تأیید کرد و گفت که محبتِ عملی مهم‌تر است از کارهایی که در معبد انجام می‌دهی. او هنوز در مورد مقصود اصلی بحث می‌کرد. به همین دلیل، یگانه امتیازش این بود که از پادشاهی خدا فقط «دور نبود».

در ضمن اینکه دربارۀ جزئیات بحث می‌کنیم، محبت خدا و همسایه به‌تدریج سرد می‌شود. ایمان مانند شنا کردن است. باید انجام دهی، نه اینکه بحث کنی. اول باید وارد آن شوی، و بعد پی ببری که چگونه انجام می‌شود.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *