در نظر زکریا، تصویر شبانی، تصویری از امر رهبری است. وحی‌هایی دربارۀ شبانی در فصل‌های ۹ تا ۱۴ پراکنده هستند. آنها عمدتاً وحی‌های داوری بر کسانی هستند که در انجام وظیفۀ خطیر خود برای رهبری ملت در دورۀ بعد از تبعید، و در زمانی پر از مخاطرات عظیم، کوتاهی کرده بودند (آیۀ ۱۷).
آیات ۴ تا ۱۵ اندکی متفاوت هستند، اما بر موضوعی مشابه تمرکز دارند. در اینجا از نبی خواسته می‌شود تا دست به عمل نمادین نیرومندی بزند، مانند انبیایی که پیش از او خدمت می‌کرده بودند. در این موقعیت، از او خواسته شد که شبان شود، و نقش رهبری یا شاهی را به صورت نمادین نشان دهد، اما او می‌بایست گله‌ای را شبانی کند که برای ذبح آماده می‌شد.

این وحی دربارۀ مسؤولیت رهبران نیست، بلکه مسؤولیت آنانی که تحت رهبری قرار می‌گیرند. قوم یهود تحت داوری خدا قرار داشتند، اما قادر نبودند خطری را که در معرض آن بودند، ببینند. عمل هراس‌انگیز نبی در شکستن چوبدستی «لطف» و چوبدستی «اتحاد»، نمادی است از تغییری عمیق در رابطۀ خدا با قومش.

این آیات در کل، ما را الهام می‌بخشند تا بر امر رهبری و جماعت‌ها تأمل کنیم. نخست باید بر خصوصیات لازم برای یک شبان خوب تأمل کنیم، در نقطه مقابل شبانان فاقد ارزش که در اینجا توصیف شده‌اند. این خصوصیات را در خداوندگار، عیسای مسیح، آن شبان نیکو می‌بینیم. دوم، باید بر خصوصیات لازم برای جماعتی تحت رهبری تأمل کنیم، جماعتی که باید توجهات و کار رهبری‌ای را که به ایشان عرضه می‌شود، بپذیرد و به آن واکنش نشان دهد. کار رهبری عبارتست از یک رابطه، و نه صرفاً یک کار و وظیفه.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *