زائران و گردشگران به کلیساهای بزرگ و کلیساهای جامع ما می‌آیند تا به‌عنوان نماد دعا، شمع روشن کنند، تا هر نوع تاریکی که بر آنان قرار دارد، ‌جای خود را به روشنایی بدهد. این عمارات مقدس تا اعماق تاریخ بشریت ریشه دارند، عماراتی که اغلب اوقات تا حدی ویران شده‌اند و سبک‌های ناموزونی دارند. دیوارهای آنها شادی‌ها و غم‌های دعاها را به خود جذب کرده‌اند و بدینسان، از سوی آسمان به آنها شکل بخشیده شده است.
اشعیا که در دوره‌ای تاریک می‌زیست، هم از انحطاط اخلاقی در درون شهر خود به‌خوبی آگاهی داشت و هم از خطرهای بیرونی که آن را تهدید می‌کرد. لذا به معبد رفت تا دعا کند. مانند عمارتی مقدس، او خود را با شرایط زمینی‌اش همسان ساخت و تصدیق کرد که مردی ناپاک‌لب است و نیز با خدا ارتباط برقرار کرد و توانست ببیند که جلال او تمام جهان را پُر ساخته است.

همانطور که عمارتی مقدس نیاز ندارد که کامل و بی‌نقص باشد تا مکانی برای ملاقات با خدا باشد، اشعیا نیز نیاز نداشت مقدس باشد تا خدا را ببیند. اشعیا نیاز داشت تا «لبیک» بگوید، نیاز داشت تا در مکانی درست قرار بگیرد، در زمان حال زندگی کند و دلی باز و آماده داشته باشد تا بتواند پیام‌آور خدا در شهر خود گردد.

باید به خدا «لبیک» بگوییم. باید بگوییم در کجا هستیم و از کجا می‌آییم. این می‌تواند ما را یاری رساند تا به‌وضوح و روشنی، قدوسیت خدا را ببینیم. باید برای آنانی که در میانشان زندگی می‌کنیم، محبت داشته باشیم و آرزو بکنیم که خود را از گناه آزاد سازیم. شاید بد نباشد برای آنان که در تاریکی هستند، شمعی روشن کنید. می‌توانید دعا کنید تا خدا در شعلۀ این شمع، عطیه‌ای را که در درون است، بدَمَد، تا بتوانید از استقامت برخوردار شوید و آمادگی بیابید که خدا شما را بفرستد (دوم تیموتائوس ۱:‏۶).

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *