در شهری نکبتبار، که در آن ساکنان هنوز یک روز از آمدنشان نگذشته، با همسایگان خود دعوا و مرافعه به راه میاندازند، هوا همیشه گرگ و میش است و بارانی. هنوز یک هفته از آمدنشان از آن خیابان نگذشته که همان روش تکرار میشود، این کاری است که میتوانند انجام دهند. فقط با فکر کردن به یک خانه، خانۀ تازهای بنا میشود. به این ترتیب، شهر گسترش مییابد، اما خالی و مفلوک. سی. اس. لوئیس، در کتابش به نام «طلاق عظیم»، تصویری از جهنم یا برزخ ترسیم میکند و آن را مکانی خالی، متروکه و توسعهیابنده نشان میدهد، چرا که ساکنانش قادر نیستند در صلح و صفا زندگی کنند. این همان هاویه یا شئول است که «گلوی خود را گشادتر کرده».
اشعیا اعیان و اشراف اورشلیم را بهخاطر ساختن املاک و ثروتاندوزی نکوهش میکند، بهگونهای که دیگر جایی برای کسی باقی نمیماند، و بدینسان، عدالت در حق تنگدستان اجرا نمیگردد. او پیشگویی میکند که شکستهای نظامی و تبعید سبب خواهد شد که خانهها ویرانه رها شوند.
ما امروز هزینۀ جنگ را به یاد میآوریم و نیز وظیفۀ ساختن مجدد را بهمجرد اینکه صلح برقرار شود. صلح با سرمایهگذاری در ملک و املاک ایجاد نمیشود، بلکه با برقراری ارتباط میان مردمان. عیسی به شاگردانش فرمود که در خانۀ پدرش، جای زیادی برای سکونت وجود خواهد داشت (یوحنا ۱۴:۲). ایمانداران باید نقش مهمی ایفا کنند در زمینۀ استقبال از بیگانگان و آنانی که از محل زندگیشان رانده شدهاند. این کار را باید از طریق میهماننوازی شخصی، صدقه دادن، و ایجاد ساختارهای اجتماع انجام دهند، به این منظور که برای همگان شکوفایی پدید آید.
ما در مقام فرزندان خدا، متعهد هستیم که صلحجو بوده، این فرمایش مسیح را به یاد داشته باشیم که فرمود: «باز میآیم و شما را نزد خود میبرم، تا آنجا که من هستم، شما نیز باشید» (یوحنا ۱۴:۳).