نبی، از سیاستمداران زمانش گله میکند که قصد دارند پیمان دفاعی محتاطانهای با همسایهشان مصر ببندند. او اصرار دارد که این کاری پوچ و «عهد بستن با مرگ» است و نشان میدهد که سرچشمۀ بحرانی که قوم با آن درگیرند، بیایمانی به خداست. روی گرداندن از خدا به معنای دشمن محسوب کردن خداست. این سرزمین محکوم به ویرانی است، اما خدا همچنان به عهد خود وفادار است؛ سنگ زاویۀ گرانبهای او در صهیون بنیاد نهاده شده است و «آن که توکل کند، هراسان نخواهد شد». بیش از هرچیز به قدرت تشخیص نیازمندیم تا ببینیم که با وجود بیایمانی قوم، چگونه خدا همچنان در میان قومش کار میکند. خدا همچون کشاورزی حکیم بذرهایی میپاشد که روزی محصولاتی گوناگون و سرشار به بار خواهد آورد.
در سال ۱۹۳۴ شعر نمایشی «صخره» از تی. اس. الیوت به روی صحنه رفت. در دورانی از ناآرامیهای سیاسی که شاید به زمانۀ ما بیشباهت نباشد، الیوت به خدای کلام و تاریخ توسل جست و مخاطبانش را به چالش کشید تا میراث مسیحی خود را به یاد آورند. زمان توبه و امید بود که «به جای اندیشیدن به محصول، تنها به بذرافشانی نیکو بیندیشند». به جای اندیشیدن به حاصل آینده، فکر کنیم که امروز باید چه بذرهای کوچک شایستهای بکاریم؟