در دنیای باستان، وحی عبارت بود از سخنی که از جانب خدایان و به‌واسطۀ کاهنای مرد یا زن نازل می‌شد. کلمۀ «وحی» در زبان انگلیسی «اوراکِل» است، برگرفته از واژه‌ای لاتین («اوراره») به معنی «سخن گفتن». به مرور زمان، کاهنانی که این پیشگویی‌ها را بیان می‌کردند، خودشان «اوراکِل» شدند. «اوراکِل‌ها» کانال‌هایی بودند که خدایان از طریق آنها مستقیماً با مردم سخن می‌گفتند. امروزه در ممالک انگلیسی‌زبان، کسی را ممکن است «اوراکل» بنامند که پر از حکمت و فهم است، گرچه این اصطلاح اکثراً با حالت طعنه‌ به‌کار می‌رود.
اشعیا هیچ ادعای در مورد شخص خود نداشت. او صرفاً ظرف برگزیده‌ای بود که خدای اسرائیل از طریق او مستقیماً با قوم خود سخن می‌گفت. این وحی‌ها برضدّ ملت‌های بیگانه به این منظور بیان نمی‌شدند تا در قوم اسرائیل حس برتری ایجاد کنند، بلکه بیانگر حاکمیت خدا بر کل زمین بودند. غرور و تکبر انسان، در هر جا که یافت شود، مورد داوری خدا قرار می‌گیرد. بحث بر سر این موضوع نیست که خدای اسرائیل بهتر از خدایان دیگر هست یا نه. بحث بر سر اینست که او خداوندگار و ارباب کل زمین است، نه ارباب و صاحب‌اختیار ملتی معین.

چنین باوری ما را از حس نیاز به انتقام‌جویی یا پایین کشیدن متکبران و مردمان مغرور، رهایی می‌بخشد. خدا در زمانی که مناسب تشخیص می‌دهد، این کار را انجام خواهد داد و اگر داوری او را بشتابانیم، ممکن است خودمان تحت محکومیت قرار بگیریم. عیسی این نکته را واضح و روشن ساخت، آن هنگام که فرمود: «داوری نکنید تا بر شما داوری نشود.» (متی ۷:‏۱). اطاعت از این تعلیم برای بشریت گناه‌آلود، یکی از دشوارترین تعالیم عیسی است؛ زیرا آنچه باید از آن اجتناب کنیم، داوری حکیمانه و عاقلانه نیست، بلکه محکوم ساختن سهل و آسان دیگران است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *