احتمالاً اگر بگوییم صفنیا شناختهشدهترین پیامبر عهدعتیق نیست، درست گفتهایم؛ از اینرو، به معرفی مختصر او میپردازیم. صفنیا خود را از تبار حزقیای پادشاه معرفی میکند و احتمال میرود که نسبت دوری با پادشاه زمانش یوشیا نیز داشته باشد. مصر در جنوب قصد جنگ با بابل در شمال را دارد و برای یهودا گرفتار شدن میان دو امپراطوری بزرگ زمانش موقعیت خوبی بهنظر نمیرسد.
از میان این گرداب سیاسی صدای نبی به گوش میرسد. او به مردم یهودا هشدار میدهد که با نزدیک شدن روز خداوند نابود خواهند شد؛ زیرا از خدای واحد حقیقی روی گرداندهاند و خدایان دیگر را میپرستند. این چیزی نیست که مردم یهودا در انتظارش بودند. آنان میپنداشتند که خدا در آن روز عظیم نجاتشان میدهد. صفنیا هشدار میدهد که چنین نیست، تنها یک امید هست و آن برای مردمی است که بهسوی خدا بازگردند، خداوند و پارسایی و فروتنی را بجویند.
حال که شش روز تا روز خداوند فاصله داریم، آیا آمادۀ استقبال از او خواهیم بود؟ یا دیگر خدایان کریسمس، یعنی مصرفگرایی، تبلیغات و خدای فراگیر کسبوکار که تبانی کردهاند تا نگذارند «نخست در پی پادشاهی خدا و عدالت او» باشیم (متی ۶:۳۳) ذهن ما را منحرف خواهند کرد؟