اشعیا آرزومند جامعهای پارسا و وابسته به خداست و آن را تنها راه امنیت در برابر فاجعه میداند. او میدانست که ملتها پیش از آنکه در برابر حملۀ خارجی به زانو درآیند، اغلب از درون فرومیپاشند. او از رؤیای سلطنتی مبتنی بر انصاف و برکتیافته از ریزش روح خدا سخن میگوید. این رؤیا شرح و بسط دیگر نبوتهای مربوط به ماشیح است که از ابتدای کتاب با آنها روبهرو میشویم (اشعیا ۹:۶-۷).
نباید فراموش کنیم که ایمان مسیحی خبری خوش برای تمام انسانهاست. وعدههایی که در مسیح تجسم یافتهاند، برای تمام جهاناند. خدا خواهان انسانیتی نو و آزاد از تباهیِ خودخواهی است. او از ما میخواهد که بر مبنای حقیقت زندگی کنیم، بدانیم که به همدیگر تعلق داریم، مراقب آسیبپذیریها باشیم و به ورای نیازهای خود بنگریم. بهعلاوه، صلحی که در دوران مسیحایی خواهیم دید، تنها در اجتماعی پارسا خلاصه نمیشود، بلکه روابط هماهنگ با جهان طبیعت را نیز در بر میگیرد.
ایام انتظار میلاد، زمانی برای جستجوی خود به قصد یافتن آثار بدبینی و از خود راضی بودن است که مانع کار خدا میشود و اغلب بهانۀ بیتفاوتیِ اخلاقی است. مشارکت مسیحی به معنای پیوستن به شکاکیت پر سر و صدای اطرافمان یا انزوای زاهدمنشانه نیست، بلکه تحمل مشقات جهان در حضور خدا و دعا برای آمدن قدرتمند پادشاهی اوست.
با نزدیکتر شدن کریسمس، بگذاریم رؤیای اشعیا در تدارکی که برای آمدن مسیح میبینیم، طنینانداز شود.