«نذیرهها» گروه خاصی از مردان و زنان بودند که پیمان میبستند خود را کاملاً وقف خداوند کنند. «نذیره» به معنی «نذر شده» است. این نذر شامل تعهداتی بود از قبیل ننوشیدن شراب و کوتاه نکردن موها، خواه در یک دورۀ زمانی وخواه برای همیشه. شمشون نذیره بود و هنگامی که اجازه داد موهایش را کوتاه کنند، همه چیزش از هم پاشید. یحیای تعمیددهنده نذیرهای دیگر بود که به ما گفتهاند، ظاهری چون صحرانشینان داشت. البته نکتۀ اصلی این بود که نذیرهها خود را از مردم دیگر جدا میکردند تا وقف خدا باشند.
ما در عصری زندگی میکنیم که سوگندها بهطور روزافزونی اختیاری شدهاند. سوگند ازدواج زیر فشارهای خاصی است. پیمانهای سیاسی بادوام نیستند. وقتی جملۀ «حرف من، قرارداد من است»، قابلاعتماد بودنِ معاملهای مالی را تضمین میکرد، تبدیل به گذشتۀ دوری شده است؛ اکنون با قرارداد کتبی امضا شدۀ دارای شاهد، کاری میکنیم که مو لای درز کار نرود، اما هنوز پیمان چیز ارزشمندی است، مخصوصاً برای اهل ایمان. «میثاق دعای متدیست» (من دیگر از آنِ خود نیستم، بلکه از آنِ توأم …) یک عهد شگفتانگیز «همه یا هیچ» با خداست. تعهدات تعمید، ممکن است بیشتر شکسته شود تا رعایت، اما سراسر آن پرمعنا و عمیق است.
جامعهای که در محترم داشتن عهدها ناکام باشد، دچار انحطاط اخلاقی است. شاید یکی از مهمترین نکاتی که کلیسا باید به مردم بیاموزد این است که وفای به عهد چه معنایی دارد.