مرد جوانی برای جلسه وارد کلیسا شد. کتش را درآورد و روی مذبح انداخت، که باعث ناراحتی شخصی دیگر شد. چرا این کار ناشایست بود؟ چون نمادها حاکی از مفاهیمی حقیقیاند و نمادها نزدیکترین پیوند را با توجه و احترامی دارند که خدا شایستۀ آن است.
در قسمتی که امروز میخوانیم، میبینیم که قوم اسرائیل در تدارک خیمۀ ملاقات، آراستن چراغها و قرار دادن نانها بر میز طلا در شبّات چه توجهی به خرج میدادند. این خرافهپرستی نبود؛ رعایت احترام کسی بود که سزاوار کمال احترام است.
شکل معاصری از شمایلشکنی در فرهنگ «یکبار مصرف» ما هست که درصدد تحقیر محبوبترین نمادهای ما و فروکاستن همۀ آنها به حد ضایعات استعاری است. سنتهای کلیسایی مختلف و بخشهای مختلف جامعه عمیقاً با نمادهایشان پیوند خوردهاند، از مذبح و شمایل گرفته تا بنای یادبود و سنجاق سینه، اما همۀ آنها به دلیل معنایی که برای گروهی خاص دارند، سزاوار احترام و توجهاند. خطر آن است که اگر احترام به «اموال خدا» را کنار بگذاریم، در نهایت، احترام و محافظت گرانبهاترین اموال خدا -یعنی انسانها- را نیز کنار خواهیم گذاشت و آنها نیز دورریختنی خواهند شد.
این باید تصمیم هرروزۀ ما باشد: «با دقت راه برو، چون ممکن است روی گنج شخص دیگری قدم بگذاری».