قوم اسرائیل که در بیابان اطراف کوه سینا اردو زده‌اند، فراخوان فوری تقدس را از خدا دریافت می‌کنند. قوم می‌بایست با دوری کردن از هر چیز ناپاک یا پلید، خود را پاک نگاه می‌داشتند. خدا قدوس است، پس به‌عنوان کسانی که از آنِ خدایند، آنان نیز باید مقدس باشند. در این قسمت، خدا ده فرمان را بازگو می‌کند و شرح می‌دهد. به این ترتیب، نیاز به تقدس بیشتر تشریح می‌شود.
با اینکه این قسمت برای مسیحیان نیز الگوست، مسئلۀ بغرنج اینجا است که عیسی مرزها را می‌شکند و از معیارهای ۶۱۳ قانون و دستوری که به‌طور سنتی در تورات برشمرده شده بود، فراتر می‌رود. او با مردم نامناسب (زنان، کودکان، بیگانگان، مطرودان) در مکان‌های نامناسب (مهمانی‌ها، کوچه و خیابان) در روزهای نامناسب (شبّات) و به شیوه‌ای نامناسب (بدون کاهنان) معاشرت می‌کند. عیسی درست به قلب قوانین خاص می‌زند و رفتارهای ظاهری مذهبیون افراطی را تعدیل می‌کند.

در این روزگار به نظر می‌رسد، ما با سردرگمی قلبی و اعمال ظاهری مذهبی دست و پنجه نرم می‌کنیم. قاطعانه بر مواضع خود پافشاری می‌کنیم و مصممیم خلوص خود را در مواجهه با مسائل پیش روی‌مان (سانسور افکار، جنسیت، مباحث مربوط به آغاز و پایان حیات) حفظ کنیم. ممکن است حق با ما باشد یا نباشد، اما ارزش آن را دارد که در «خطوط قرمز» خود بازنگری کنیم. آیا آنها همان خطوط قرمز عیسی هستند؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *