ایام روزه
غلاطیان میگویند: «مطمئناً مسئلهای نیست که بعضی از مردم بخواهند ختنه شوند. ما میتوانیم با هر دو دیدگاه زندگی کنیم. این مسئلهٔ کوچکی است. و اگر واقعاً آزادیم، چه فرقی میکند؟ اینطوری میتوانیم همه را خوشحال کنیم.»
پولس در این مورد هیچ سازشی را نمیپذیرد. ختنه نشانهای است که در ورای مفهوم جسمانیاش قدرتی نهفته است. ختنهشدن، رفتن زیر بار وزن تمام شریعت است. این بهخودیخود برگشت به بندگی است. اما موضوع فراتر از این است. ختنهشدن هر غیریهودی به معنای قطع رابطهاش با مسیح است: با این نماد عملاً میگویید که مسیح بیهوده مُرد. اگر شریعت میتواند منشأ نجات باشد، پس چه نیازی بود که مسیح جانش را بر صلیب تقدیم کند؟
گامی اساسیتر در این بحث وجود دارد که تناقضآمیز بهنظر میرسد. مسیح مُرد تا ما را آزاد کند. ما با فیضی که از طریق ایمان به مرگ مسیح عمل میکند، آزاد شدهایم. اما اکنون باید در پاسخ به این قربانی و عملِ حاکی از محبت زندگی کنیم.
این بدان معنی است که زندگی ما را بیبندوباری شکل نمیدهد. در عوض، ما به علت محبت، یکدیگر را خدمت میکنیم. ما که آزاد شدهایم، از الگوی منجی خود پیروی میکنیم و بهطور ارادی این آزادی را بهمنظور محبتکردن وقف میکنیم.